اهداف خرد و کلان در طراحی شهری و برنامه ریزی شهری به همراه چند نمونه مثال کاربردی برای فهم ادبیات و مفهوم آن
اهداف خرد و کلان
اهميت تدوين اهداف کلان در طراحي شهري
از آنجائی که طراحی شهری در هر مقیاس به طور کلی به عنوان تعیین اهداف و سپس مشخص کردن ابزار و وسائلی جهت تحقق آن اهداف تعریف میشود، بنابراین روشن است که تدوین اهداف، اساس چنین فرایندی به شمار میرود. بدون در دست داشتن تصویر روشنی از هدفهای مورد نظر، طراح شهری قادر به پیدا کردن راه حل و یا ارزیابی مطلوبیت و مقبولیت آنها نمیباشد. اهداف معمولاً در قالب و بر اساس مسائلی که در منطقه مورد مطالعه وجود دارد تنظیم میشود. اهداف کلی نمایندة آرمانهای یک جامعه در رابطه با مسائل و تنگناهای آنها است. گرچه مسائل در حقیقت هم در برگیرنده هدف و هم آرزو و هم موانع تحقق هدف میباشند، لیکن حقیقت تلخ این است که توجه اصلی فنی و عمومی معمولاً بر موانع تکیه میکنند تا اهداف. ماهیت آراء عمومی و فشار چنین است که تنها هنگامی که وضعیت مسئلهای تا حد بحرانی شدت پیدا کند توجه عمومی را جلب کرده و رفع آن به عنوان یک هدف مطرح میشود. لیکن اهداف میتوانند به گونه دیگری نیز بیان شوند و آن کم کردن فاصلة بین یک وضعیت مطلوب و وضعیت موجود است (بحريني،347:1377).
روش تدوين اهداف
از نظر روش، تدوین اهداف با چهار سئوال عمده روبرو میباشد:
1ـ چگونگی تنظیم فرایندی که اهداف کلی جامعه را به اهداف عملکردی خاص مرتبط سازد.
2ـ تهیه رویهای به منظور مشورت با مردم جهت انتخاب اهدافی که معنیدار است.
3ـ بکارگیری تدابیری که انتخاب مردم را مربوط و مفید گرداند.
4ـ ترجمة اهداف کلي به اهداف خاص و یا ضوابط عملیاتی برای تدوین اهداف معیارهایی را باید در نظر گرفت. برای مثال اهداف باید منطقی بوده و بین آنها هماهنگی و همخوانی وجود داشته باشند. به گونهاي تنظيم شوند که امکان حرکت به سوي تحقق يافتن در آنها وجود داشته باشد. بايد معني عملياتي داشته باشند تا از این طریق بتوان آنها را در مقابل و مقایسه با یکدیگر قرار داده امکان انتخاب را فراهم کرد. و بالاخره اینکه اهداف مطرح شده باید در رابطه با طراحی شهری و یا شکل و عملکرد فضائی، کالبدی شهر باشند. زیرا اهداف بسیاری را میتوان در شهر ذکر نمود که گرچه دارای اهمیت هستند، لیکن هیچگونه ارتباطی با طراحی شهری نداشته و یا به عبارت دیگر طراحی شهری از طریق ابزار محدود خود نمیتواند در آنها تأثیرگذار باشد.
باید از کلی بودن بیش از حد اهداف که آنها را تبديل به آرزوهای دست نیافتنی کند پرهیز کرد. هیچکس مخالف ایجاد یک محیط فعال و زنده و یا بهترین نحوه استفاده از زمین و عباراتی از این قبیل نیست. لیکن اینها نه قابل انتخابند و نه دست یافتنی. عملکرد یک هدف ارائه معیار و قاعده جهت انتخاب، مقایسه، اندازهگیری و ارزیابی است. چنین سطحی از کلی بودن مسلماً مقاصد مورد نظر را از اهداف تأمین نخواهد کرد. از طرف دیگر نیز پائین گرفتن سطح هدفها تا حد اهداف عملیاتی و یا ضوابط طراحی در این مرحله از دامنه انتخاب میکاهد. بیان هدفی نظیر عرض 20 متر برای یک معبر و یا ارتفاع 6 متر براي ساختمانها بیش از خاص بوده و با ماهیت و کلیت اهداف کلی همخوانی لازم را ندارد. در اینگونه موارد میتوان هدف کلی تعریض یا تحدید عرض معبر و یا تعیین ارتفاع خاص برای ساختمانها را به عنوان هدف کلی تعیین کرده در مراحل بعدی راههای تحقق این اهداف کلي را از طريق ارائه ضوابط عملياتي جستجو کرد. بعد زمانی اهداف کلی باید بلند مدت بوده و در شرایطی حتی نسلهای آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در صورت امکان باید تلاش نمود دامنه و طیف اهداف از چنان گستردگی و جامعیتی برخوردار شود که کلیه خواستها، ارزشها و مسائل و امکانات جامعه مورد نظر را در برگیرد(بحريني،347:1377).
اهداف در طراحي شهري
در طراحی شهری از دو نوع هدف صحبت میشود. یکی اهداف کلی که گاهی نیز با عنوان Performance goals نامیده میشود و با خط مشی ها و سیاستهای کلی یک شهر یا منطقه سر و کار داشته و کلیه جنبههای محیط شهری را به طور موزون و متعادل در بلند مدت مدنظر قرار میدهد. و دیگری اهدافی که تحقق عملکردهای خاصی را در سطح قابل قبول دنبال میکند. سنتاً روش معمول برای تعیین اهداف یک طرح یا یک منطقه این بوده که این کار اساساً بر عهدة طراح قرار داشت. به این ترتیب که اهداف بر اساس برداشتی که طراح از اهداف و آرمانهای جامعه داشت تعیین و تعریف میشد. منابعی که برای این کار مورد استفاده قرار میگرفت ترکیبی بود از مشاهدات عینی از محل و همچنین تجاربی که از تماس با مردم و مسئولین کسب میکرد. لیکن مهمترین عامل تعیین کننده اهداف طراحی ارزشها، سلایق و خواستههای خود طراح تشکیل میداد. این روش تعیین هدف از حرفههایی مانند معماری و سازه به عاریت گرفته شده که حرفههایی هستند با عملکردهای کاملاً تعریف شده و مشخص. به طوری که توافق در مرود اهداف اصلی ساده بوده، توانایی پیشبینی آینده با دقت قابل ملاحظهای وجود دارد و کنترل متمرکز منابع جهت تحقق اهداف قابل اعمال است. این شرایط در مورد طراحی شهری در یک جامعه باز وجود ندارد. یکی از مؤثرترین روشهای تدوین اهداف، استفاده از شاخصهای شهری است. لازم به ذکر است که بین استانداردها، معیارها و ضوابط، پیشبینیها و شاخصها تفاوتهائی وجود دارد که به طور خلاصه بر آنها اشاره میشود. استانداردها و معیارها خصوصیات هنجاری هستند که حالت و وضعیت مطلوبی را نشان میدهند، در حالی که شاخصها و پیشبینیها نمایانگر وضع موجود بوده و بنابراین هنجاری نمیباشند. علاوه بر این شاخصها به عملکرد حال و گذشته مربوط میشوند در حالی که پیشبینی عملکرد آینده را منعکس میکند و استانداردها و معیارها میتوانند هم مربوط به گذشته، هم حال و هم آینده باشند (بحريني،348:1377).
روشهاي جلوگيري از بروز تعارض ميان اهداف
بروز تعارض بین اهداف امری طبیعی است. روشهای مختلفی برای حل این مسئله به وجود آمده است که عبارتند از اولویتبندی،دادن وزن نسبی، مقایسه با وضع موجود، به حداکثر رساندن یک هدف به قیمت در حداقل نگهداشتن یک یا چند هدف دیگر، تعیین حداقل قابل قبول برای همه اهداف (و انتخاب راه حلی که همه را در یک سطح تحقق بخشد) و بالاخره روش آخر این است که از اهداف به عنوان فهرستی از خواستها جهت ارزیابی، مقایسه و انتخاب راهحلها در مراحل پایانی فرایند با وزنهایی که به طور ضمنی به هر یک داده میشود استفاده به عمل آورد. مجموعهای که به عنوان اهداف کلی طراحی در این مرحله بیان میشوند باید منسجم، هم شکل، هم سطح و همینطور قابل تحقق یافتن از طریق طراحی باشند (بحريني،350:1377).
هدفمند بودن طراحي شهري
یکی از خصوصیات بارز طراحی شهری امروز هدفمندبودن آنست. مفهوم هدفمند بودن طراحیشهری اینست که بین طرح پیشنهادی و اهداف و نیازهای مورد نظر یک رابطه معقول و منطقی وجود داشته باشد. چنانچه طراحیشهری بخواهد به یک زمینه فعال و مؤثر در تأمین کیفیت زندگی شهرها تبدیل شود باید از حالت انفعالی و طراحی به خاطر طراحی بیرون آمده با مسائل ملموس شهر و ساکنین آن در ارتباط قرار گیرد. برای این منظور لازم است اهدافی را هر چند کلی و از ماهیتهای مختلف براساس نتیجه مطالعات مرحله شناخت و مستقیماً از مسائل و امکانات اولویت داده شده تنظیم نمود. یکی از مزایای عمدة فرایند طراحیشهری، اینست که کلیه اطلاعات خام مورد نیاز در مراحل بعدی فرایند، در مرحله شناخت جمعآوری و تجزیه و تحلیل شده و بنابراین کمتر نیازی به واردکردن اطلاعات جدید از خارج از فرایند میباشد. تهیه و تنظیم اهداف کلی از مسائل و امکانات، کار نسبتاً سادهای است و تنها نیاز به تغییر نحوه بیان، سنتز و گاهی نیز تغییر تقدم و تأخر دارد که باید با مشارکت گروههای ذینفع و ذینفوذ صورت پذیرد(بحريني،351:1377).
نمونههائی از اهداف کلی در فرایند طراحی
الف ـ در یک شهر کوچک آمریکائی
1ـ ایجاد هویت محلی
2ـ از نظر اقتصادی متوازن
3ـ از نظراجتماعی متنوع
4ـ آگاهی منطقهای
5ـ شبکه متعادل حمل و نقل
6ـ تأمین مدارس با کیفیت مطلوب و خدمات شهری لازم
7ـ تأمین پارک و فضای باز به اندازه کافی
8ـ محافظت از منابع طبیعی
9ـ فراهم کردن زمینه مشارکت بخش خصوصی و دولتی
10ـ ایجاد یک مرکز شهر قوی(بحريني،352:1377).
ب ـ در طرح شهر جدید چیبا در شرق توکیو
1ـ ایجاد احساس رفاه بین ساکنین شهر
2ـ ایجاد یک زندگی راحت و خوش
3ـ تأمین نظام رفاهی کامل برای جامعه به منظور ایجاد یک زندگی سالم
4ـ ایجاد یک محیط فرهنگی و آموزشی غنی جهت به وجود آوردن یک زندگی فعال
5ـ ایجاد یک زندگی راحت باری ساکنین در یک محیط مرفه
6ـ ایجاد آیندهای مرفه در چیبا
7ـ ایجاد شهری برای عصر جدید به عنوان مرکز مبادلات و ارتباطات بینالمللی
8ـ ایجاد شهری مملو از حیات با استفاده از صنایع تکنولوژی پیشرفته و متنوع (بحريني،353:1377).
جـ طرح ساماندهي منطقه اردهال کاشان
1ـ تأکید بر رشد و توسعه موزون، متناسب و مطلوب منطقهای مبتنی بر امر خود اتکایی منطقه
2ـ تأکید بر مزار امامزاده علی بن محمد به عنوان مرکز ثقل در برنامهریزی و طراحی منطقهای
3ـ تدوین چارچوب کلی توسعه کالبدی ـ فضایی(بحريني،353:1377).
د ـ طرح سیاتل پایدار (1993)
1ـ هدایت رشد به گونهای که مراکز محلهای موجود را تقویت کند
2ـ فراهم کردن این امکان باری مردم که به محل خرید خود نزدیکتر باشند، از وسائل نقلیه عمومی استفاده کنند و از نظر اقتصادی فعال باشند
3ـ کاستن از واستگی به اتومبیل شخصی
4ـ ایجاد امکانات جدید در مورد مسکن پر تراکم
5ـ بهبود شرایط زندگی در مراکز محلهای با سرمایهگذاری در ایجاد پارک، مراکز شهری، کتابخانه و محورهای پیاده
6ـ ایجاد حس هویت محلهای
7ـ محافظت شهر در مقابل تهدید تغییر هویت و شخصیت آن(بحريني،354:1377).
تبیین اهداف (ضوابط) عملیاتی(خرد)
همانطور که گفته شد اهداف کلی تنها مقاصد ایدهآلی هستند که کلیه عملیات را در جهت خود هدایت میکنند. اینگونه هدفها معمولاً اظهارات کلی و انتزاعیاند که هادی و راهنمای برنامهها و تصمیمات بوده و جهت کلی را مشخص میسازند. هدفهای کلی را به سختی میتوان اندازهگیری نمود، و به همین جهت قابل استفاده جهت تهیه راهحلهای طراحی نمیباشند. در حالی که هدفهای عملیاتی در چارچوب هدفهای کلی به طور دقیقتری تعریف شده و به سهولت قابل اندازهگیری و سنجش هستند و معمولاً با وسائل حصول به مقاصد مورد نظر مترادفند. این مرحله را با توجه به خصوصیات و عملکرد آن مرحله: خاص کردن، معنی و مفهوم به زبان طراحی و ضوابط و معیارهای طراحی نیز نامیدهاند. بر این اساس مفهوم اصلی این مرحله ترجمه و تبدیل اهداف کلی به اهداف خاصتر و مشخصتر جهت استفاده در تهیه و تنظیم راهحلهای طراحی است. اهداف مرحله پیش طبق تعریف کلی، آرمانی، عمدتاً دست نیافتنی، از ماهیتهای مختلف و معمولاً به صورت یک عبارت نوشتاری هستند که جوابگوئی به آنها در قالب راهحلهای طراحی به صورت موجود مشکل و یا غیر ممکن است. لذا این مرحله در حقیقت به عنوان واسطه بین اهداف کلی و راهحلهای طراحی پیشبینی شده تا با خاص کردن اهداف مورد نظر و تبدیل آنها به زبان فضائی ـ کالبدی طراحی شهری زمینه را برای تهیه راهحلها در مرحله بعد فراهم سازد(بحريني،357:1377). .
نمونهای از اهداف خرد در فرایند طراحی
در طراحی شهر سانفرانسیسکو (San francisco Urban design plan, 1972) اهداف کلان به ترتیب زیر به ضوابط عملیاتی زير تقسیم میشود:
1ـتأکید برالگوی ویژه شهر که به شهر و محلات آن یک تصور ذهنی، حس هدف و وسیلة جهتیابی داده است.
2ـحفاظت از منابعی که موجب ارتباط با طبیعت، پیوند با گذشته و جلوگیری از ازدحام میگردد.
3ـتبدیل در پروژههای بزرگ جدید به منظور اطمینان آنها با الگوی موجود شهر، منابعی که باید حفظ شوند، محیط محلهها.
4ـ بهبود وضع محلات به منظور ارتقاء سطح ایمنی، راحتی، غرور و موقعیت (بحريني،360:1377).
نمودار رابطه اهداف خرد و کلان در شهر سانفراسيسکو
هدف کلی 1ـ ارتقاء منطقه به عنوان یک محیط فعال و زنده
هدف عملیاتی2ـ تأمین دسترسی ایمن و راحت به دریاچه
هدف عملیاتی3ـ حفاظت حداکثر از سطح آب دریاچه، در عین توجه به حد معقول توسعه اقتصادی
هدف عملیاتی4ـ ایجاد پارک و فضای عمومی در کنارههای آب و ایجاد خیابانهای منظرسازی شده به طرف سایر قسمتهای شهر (بحريني،390:1377).
