
به نظر مارشال، شهروندی پایگاهی است که به تمامی افرادی که عضو تمام عیار اجتماع هستند داده شده است. این افراد همگی دارای جایگاه برابر و حقوق، وظایف و تکالیف متناسب با این پایگاه هستند. حقوق و وظایف شهروندی نیز به موجب قانون تثبیت و حمایت میشود.
شهروند(مردم) مداریPeople Friendly
1- تعاریف ادبی واژه
1ـ1ـ واژه نامه های فارسی
واژهای تحت عنوان مردم مداری در واژهنامه های فارسی عنوان نگردیده است. واژه مردم مداری از دوجزء مردم و مداری تشکیل شده است. آنچه در این واژه نامهها میتوان یافت معادل های واژه مردم است. سپس دستیابی به مفهوم مردممداری با توجه به مفاهیم مطرح در این خصوص و مفهوم «مداری» به معنای «گرایش وتمایل به چیزی» قابل تبیین می باشد.
1ـ2ـ واژه نامه های فارسی به انگلیسی
از آنجا که این واژه از جمله واژگانی است که از ترکیب دو کلمه بوجود آمده است، در نتیجه در واژه نامههای فارسی به انگلیسی غیر تخصصی معادلی برای این واژه عنوان نشده است.
1ـ3ـ استنتاج اولیه
معادل واژه مردم، Peopleاست. واژهمداری نیز به معنای دوستی و نزدیکی به چیزی در انگلیسی به معنای Friendly بکار میرود.
1ـ4ـ واژه نامه های انگلیسی
People Friendly
Convenient and pleasant for people to use , and to pass by or through, particularly on foot. Example: " The public space has been improved with lighting , seating and people-friendly materials" )Cowan, 2005: 286)
راحت و مناسب برای استفاده مردم ، عبور یا ماندن آنها خصوصاً به صورت پیاده. مثلاً فضاهای عمومی از طریق نصب روشنایی و فضای نشستن و استفاده از مصالح مردم مدار، افزایش کیفیت می یابند.
2ـفهم واژه
به نظر مارشال، شهروندی پایگاهی است که به تمامی افرادی که عضو تمام عیار اجتماع هستند داده شده است. این افراد همگی دارای جایگاه برابر و حقوق، وظایف و تکالیف متناسب با این پایگاه هستند. حقوق و وظایف شهروندی نیز به موجب قانون تثبیت و حمایت میشود.
در گفتمان شهروندی جمهوریگرایی، شهروندی فقط شأن حقوقی نیست بلکه نوعی فعالیت یا اقدام نیز محسوب میشود، به طوری که درگیر نشدن در فعالیتهای اجتماعی موجب « ناشهروندی» شهروندان میگردد. تأکید جمهوری گرایان این است که شهروندان هم قادرند و هم میباید در تحقق شأن شهروندی سهیم باشند، و این منوط به ایفای وظایف و تکالیف شهروندی است (نجاتی حسینی، 1380: 8).
شهر، نزدیکترین است به انسان. جزئی از خود اوست. تمام هویتش را شکل میدهد. هویتی که در مواردی فراتر از نام و فامیل، نشان حقیقیتری از او میدهد. همشهری، بچه محل، برای نزدیکی آدمها تاکنون، کافی نبوده است؟بسیاری از اصول طراحی شهری در طول تاریخ ماندگار ماندهاند و بر همین اساس، میتوان آنها را برای تبدیل شهر و محیطهای شهری به مکانهایی مناسبتر و صرفهمندتر به کار گرفت. که این کیفیتها و ویژگیها را که در عین وابسته بودن به عصر خویش، انسانگرا (شهروندگرا) نیز هستند، چگونه باید در ساخت و سازهای نوین امروزی پی افکند (تیبالدز،1383: 6).
مظاهر مردم گرایی در شهر
عرصههای عمومی، مهمترین بخش شهرها و محیطهای شهری هستند. در چنین عرصههایی، بیشترین تماس، ارتباط و تعامل بین انسانها رخ میدهد. این عرصهها تمام بخشهای بافت شهری را که مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند، دربر میگیرد. بنابراین، این مکانها از خیابانها، پارکها و چهارراهها تا ساختمانهای محصورکننده آنها را شامل میشود (تیبالدز،1383: 15).
محیط شهروندگرا در توکیو، ژاپن
www.pps.org
برای رسیدن به محیطی شهروندگرا، توجه به شهرها و محیطهای شهری و نگهداری و مراقبت پس از ساخت را نیز شامل میشود، مراقبت در برابر آلودگی، نصب اگهیها، توجه به محل پارک خودروها، نظافت خیابان، مبلمان خیابان، نمای ساختمان.
از آنجا که ماهیت عرصههای عمومی در ارزیابی شهرها و محیطهای شهری شهروندگرا بسیار مهماند، وجود یک عرصه عمومی جذاب در تأمین آسایش و سلامتی انسان نیز اهمیت دارد. در سنتهای گذشته فنون ساختمانسازی تنها شامل ساخت نبود، بلکه فضاها را نیز دربر میگرفت. این موضوع ، بایستی دوباره احیا شود و برای رسیدن به این هدف، همکاری همه حرفههای مرتبط با محیط ضروری به نظر میرسد (تیبالدز،1383: 25).
محیط شهروندگرا در توکیو، ژاپن
مأخذ: www.pps.org
مکان عمومی هر شهر متعلق به شهروندان همان شهر است، نه مالکان و سازندگان، پلیس و یا مسئولان ترافیک. ماهیت این مکانها از مقیاس، شکل و اندازه و همچنین چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر، کاربریها و فعالیتهایی که در آنها رخ میدهد و چگونگی تردد، از آنها تأثیر میپذیرد (تیبالدز،1383: 33).
به اعتقاد تیبالدز علت جذابیت و امنیت عرصه عمومی این است که میتواند افراد مختلف را در زمانهای متفاوت و برای اهداف گوناگون به خود بخواند. این کار نه تنها سبب افزایش تحرک و پویایی محیط میشود، بلکه امکان نظارت غیر رسمی بر عرصه عمومی را نیز ممکن میسازد. از اینرو ادغام کاربریها و فعالیتها در محیطهای شهری باعث دستیابی به امنیت، رضایت خاطر و حتی دلخوشی ساکنان میشود.
در واقع کاربریها و فعالیتها از ساختمانها مهمترند چراکه میتوانند تنوع، سرزندگی، پویایی، رضایت خاطر و امنیت ایجاد کنند به شرط این که باعث ازدحام و آشفتگی در محیط شهری نشوند و سامان یابند (تیبالدز،1383: 54).
از آنجاییکه شهر مربوط به همه شهروندان است، باید بتواند به نیازهای مختلف مردم از اقشار متفاوت جواب دهد. نیازهای مردم، عابران پیاده، دوچرخه سواران، جوانان، افراد پیر و معلول و همچنین افراد توانمند را پاسخ دهد. (تیبالدز،1383: 42).
بخشی ازپیاده رو ، محلی برای تقویت حس مردم
www.pps.org
پیادهروها اگر مقیاس انسانی داشته باشند میتوانند امن و جذاب باشند. باید بکوشیم محیطهای شهری جدید را قابل نفوذ بسازیم و مردم را برای حرکت در ساختمانها و فضای بین آنها ترغیب کنیم (تیبالدز،1383: 70).
شرایطی که فرد با آزادی کامل در یک محیط شهری گام بردارد و به اطراف بنگرد، مهمترین نشانه کیفیت تمدن آن محیط به شمار میرود.
مسیر پیاده در محل خرید به عنوان فضایی عمومی
تیبالدز معتقد است به موضوعاتی مثل اهمیت حرکت آزاد عابران پیاده، ایجاد وضوح در مکانها، سهولت دید و دسترسی و توجه به مقیاس انسانی باید توجه شود و یادآور میشود برای رسیدن به کیفیت مطلوب «مردم گرایی» باید فعالیت و کاربریها به طور صحیح ادغام شوند، وی وجود ساخت و سازی پایدار و ماندگار در طول زمان و سازگار با آهنگ و شتاب کنترل شده توسط افراد را مورد تأکید قرار میدهد و معتقد است که درک چگونگی ترکیب و تلفیق این عوامل با یکدیگر در دستیابی به «شهر شهروندگرای آرمانی» بسیار مؤثر است(تیبالدز،1383: 6).
فضایی که امکان حضور و فعالیتهای اوقات فراغت را ایجاد کرده است
یک فضای شهری که به عنوان مکانی برای مراسم و اجتماعات مورد استفاده قرار می گیرد
شهرها و محیطهای شهری، مأمن روابط انسانی هستند. یکی از علتهای اساسی که باعث میشود مرکز شهرها برای ما مهم جلوه کنند این است که آنها امکان ارتباط و تماس با افراد را برای ایجاد ارتباط و گردهمآیی وجود داشته باشد.
قدرت گزینش را در دسترسی به فعالیتها، ساختمانها و منابع مختلف برای همگان پدید آورند. این محیطها نباید در راستای نیازهای خاص رانندگان وسائل نقلیه موتوری، یا نیازهای قشرهای خاصی از جامعه پدید آیند.
مردم و گردشگران جویای تنوع و قدرت انتخاب هستند، میخواهند کاری انجام دهند، اشیایی را تماشا کنند، به مکانهایی بروند، خرید کنند و در جستجوی ارزش پول و مردمان بومی مهربان، به هر سویی سرک بکشند.
محیطهای شهری خوب، خوانا هستند، یعنی به آسانی قابل درک هستند و میتوان مانند یک کتاب آنها را خواند. همه این سخنان بدان معناست که مردم به عنوان پیاده یا راننده ـ باید به آسانی بتوانند تشخیص دهند که کجا هستند، چیدمان فضایی شهر کدام است و چگونه است که مادر شما برای خرید به آنجا برود و گم یا سردرگم نشود (تیبالدز،1383: 85).
شهرهای در هم تنیده و صرفاً عملکردی کمتر امکان بروز تعاملات اجتماعی را میدهند
www.pps.org
مبلمان شهری و پیاده روها می توانند در جهت افزایش قابلیت فضاهای شهری برای استفاده عابرین پیاده سازماندهی شوند
www.pps.org
شهر های ارگانیک مردم مدارتر هستند
شهرنشین به خودی خود ناخوشایند و نامطلوب نیست، بلکه آنچه بسیاری از شهرهای امروزی را ناخوشایند کرده، عدم توحه به ماهیت حقیقی شهر و شهرنشینی است. با بررسی سیر تاریخی شهرها، به نمونههای بسیار ارزشمندی از شهر و محیطهای شهری موفق بر میخوریم که همواره تجربه حضور در آنها برای انسان لذتبخش بوده است (تیبالدز، 1383: 7).
محیط شهری جدید با ساختمانهای سادهای که در همه جا پراکنده است و فضای خالی بلامصرف شهری یکنواخت و کسلکننده ایجاد کردهاند در حالی که محیطهای سنتی فضای بین ساختمانها را مورد تأیید قرار میدهند و غالباً توانستهاند یک کل ارگانیک و جذاب به وجود آورنده که دربردارنده طیف وسیعی از فضاهای پیادهروی آسوده و مفید با مقیاس انسانی است، که محیط شهری شهروندگرا به وجود آورده است.
محیط شهری شهروندگرا خلق محیط شهری با هویتی مشخص است، محیطهایی که ریشه در زمینه تاریخی یا منطقهای خود دارند، در نهایت طراحی کالبدی عرصه عمومی به عنوان محیطی ارگانیک، رنگین، انسانگرا و جذاب، به صورت وظیفهای اصلی برای طراحان شهری مطرح است.
عرصه عمومی شامل خیابانها، میدانها، کوچهها و حاشیههای آب و در کل، همه مکانهایی که مردم به آنها دسترسی فیزیکی و بصری دارند (تیبالدز،1383: 30).
خیابانها و الگوهای دسترسی در بافت شهری، نماهای پس رفته از لبه خیابان و فضاهای زشت و متروک، لبههای خام و ناخوشایند که در اثر کم توجهی در ساخت و سازها و جاده سازیها پدید آمدهاند در برنامههای بازسازی باید سامان داده شوند. فضاها همواره باید به خوبی مشخص و تعریف شده باشند و محیطهای عمومی و خصوصی، همچنین نماهای اصلی و فرعی ساختمانها باید به آسانی قابل تمیز باشند (تیبالدز،1383: 68).
میدان "ترافالگار"[1] در شهر لندن به عنوان نمونه ای از فضاهای عمومی متناسب با الگوی رفتار اجتماعی
مآخذ:تیبالدز،1381
امروزه همه از شهرنشینی به مثابه پدیدهای ناخوشایند یاد میکنند، اما تجلیلی دقیق از ویژگیها و ساختار زندگی شهری، روشن خواهد کرد که شهرنشینی به خودی خود ناخوشایند و نامطلوب نیست. بلکه آن چه بسیاری از شهرهای امروز را ناخوشایند کرده، عدم توجه به ماهیت حقیقی شهر، شهرنشینی و شهروندگرایی است (تیبالدز،1383: 7).
با بررسی سیر تاریخی شهرها، به نمونههای بسیار ارزشمندی از شهر و محیطهای شهری موفق بر می خوریم که همواره تجربه حضور در آنها برای انسانها لذتبخش بوده است. شهرهای سنتی با گذشت زمان، نه تنها ارزش و جذابیت خود را از دست ندادهاند، بلکه با گسترش روز افزون زندگی مدرن، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفتهاند، این امر مطمئناً در سایه اصول و اندیشههایی است که در خلق آنها به کار گرفته شده است. شناخت و تحلیل هر کدام از این اندیشهها، طراحان امروزی را با افقهای جدید آشنا خواهد کرد که توجه به این افقها در طراحی محیطهای شهری بسیاری از مشکلات کنونی شهرها را از بین خواهد برد (تیبالدز،1383: 7).
میدان نقش جهان درشهر اصفهان به عنوان نمونه یک فضای شهری مردم گرا
مآخذ:تیبالدز،1381
محیط مردم مدار از دیدگاه جین جاکوبز
برای رسیدن به محیطی شهروندگرا از دیدگاه جین جاکوبز، 4 شرط لازم است: 1. هر محله ـ و تا حد امکان بیشتر اجزاء داخلی آن ـ باید بتوانند در خدمت بیش از یک کاربری ـ و ترجیحاً بیش از دو کاربری ـ باشد. این موضوع همواره حضور مردمی را که با برنامههای متفاوت از خانه خارج شدهاند و برای اهداف مختلف به این مکان آمدهاند، تضمین میکند و در عین حال همه آنها میتوانند به طور مشترک از تسهیلات موجود بهرهمند شوند. 2. بیشتر بلوکهای ساختمانی باید کوچک باشد، یعنی تعداد خیابانها و دور برگردانها زیاد باشد. 3. هر محله باید ساختمانهایی را که از نظر قدمت و موقعیت متفاوتند، با هم ترکیب کند، به طوری که بیشترین قسمت به ساختمانهای قدیمی ـ با بازده اقتصادی متنوع ـ اختصاص یابد این ادغام باید در قالب بافتی متراکم انجام گیرد. 4. باید تمرکز مردم به هر دلیلی که در آنجا حضور دارند، به حد کافی وجود داشته باشد این موضوع شامل مردم ساکن میشود (تیبالدز،1383: 57).
محیط مردم مدار از دیدگاه تیبالدز
ما خواهان آرامشیم، میخواهیم از چنبره دغدغهها و اضطرابهای روزمره بگریزیم و به آغوش آرامش پناه جوییم. ما هرگز نمیخواهیم برای رسیدن به مقصد خویش، ساعتها در ترافیک سنگین آشفته شویم. میخواهیم فرزندانمان از تحصیلات بهتری برخوردار باشند و پس از پایان یافتن مدرسه یا دانشگاهشان، فرصتهای شغلی مناسبی به دست آورند. میخواهیم با حفظ خاطرات گذشته، در حال زندگی کنیم و برای آینده خویش تدابیری بیندیشیم. ما خواستار اصالت، امنیت و حس تعلق هستیم. خواهان زندگی در محیطهایی که در عین راحت و انسانی بودن، دارای عناصر و اجزای زیبایی نیز باشند، به طوری که روح ما را به سمت و سوی پیشرفت و نوآوری سوق دهد. آن چه بر عظمت بریتانیا افزوده، نبوغ و پشتکار مردم آن است. اکنون هنگام آن رسیده که همه ما، زمان، توان و نبوغ خود را به کار گیریم تا محیطی به دست آوریم که متعلق به همه باشد و همگان از آن لذت ببرند و به داشتن آن افتخار کنیم(تیبالدز،1383: 10).
مواردی که باعث نامردم مداری می شود
مسلم است که مکانهای کثیف و مملو از آشغال و زباله، پوشیده از اعلامیه و شعارهای دیواری، هوای آلوده، ترافیک و سرو صدای سرسام آور، انبوهی از ساختمانهای هم شکل در حد متوسط و غالباً نازیبا که به خوبی مرمت نشدهاند، مکانهای ناامن و نماهای بد ساختمانها نمیتوانند محیطی با کیفیت بصری مناسب بسازند و در نتیجه شهروندان در این مکانها آزار میبینند و شهر، شهروندمدار نیست.
در شهرهای امروزی، خودروهای شخصی روز به روز و به افزایش است. مکانها هویت خود را روز به روز از دست میدهند. امروزه تخریب آثار باستانی یک شهر و از بین بردن عناصر منحصر به فرد آن به منظور ساخت برجها و مکانهای ماشینرو، در همه جای دنیا قابل مشاهده است. محیطهای شهری به صورت پراکنده درآمدهاند و کاربریهای اراضی به گونهای از هم جدا شدهاند که تدارک تسهیلات حمل و نقل مشکل و پرهزینه شده است (تیبالدز،1383: 17).
به عقیده تیبالدز از فضاهای بلامصرف در خیابانها باید بپرهیزیم زیرا اینها نه تنها از نظر بصری فاقد جذابیت و کاربری هستند، بلکه عیب دیگری هم دارند و آن این که به خاطر بیتوجهی مکرر و عدم مراقبت، هزینههای گزاف نگهداری را نیز دربر خواهند داشت (تیبالدز،1383: 32).
ما شاهد تنزل عرصههای عمومی هستیم. مکانهای کثیف، مملو از آشغال، ترافیک، سر و صدا، فضاهای بی دفاع و مکانهای ناامن شهری و انبوهی از ساختمانهای نازیبا باعث شده است که عرصههای عمومی مورد تهدید قرار گیرد و تنزل یابد(تیبالدز،1383: 18).
فضای عمومی (شهروند مدار) جایی برای زندگی، کار کردن، ابراز علاقه و تفریح و بازی است.این فضا با معیارهای اقتصادی قابل اندازه گیری نیست بلکه با روح آدمی احساس شود
نقش مردم و افراد ذی نفوذ در شهر و مردم مداری
محیطهای شهری باید به صورت یک کل و نه مجموعهای از اجزاء جداگانه، غیر مرتبط و یا حتی متضاد مطرح شوند. در این میان، مردم هم نسبت به شهر باید احساس مسئولیت کنند و مردم نه تنها برای خلق قدرت اقتصادی، جاذبه گردشگری، قابلیت اسکان، پایداری، سرسبزی و دیگر آرمانهایی که در مورد محیطهای شهری مطرح میشود، بکوشند بلکه باید فریاد بزنند: «ما کیفیت بهتری از زندگی را در شهر به عنوان یک کل میخواهیم ...» و متعهد شوند که برای دستیابی به آن تلاش خواهند کرد(تیبالدز،1383: 18).
در ساختن محیط شهری شهروندگرا، نباید مسئولین و عوامل سیاسی شهر فراموش شوند زیرا هیچ شهر مهمی بدون حمایت شخصیتهای مهم آن شناخته نمیشود و دولت مردان و مسئولان شهرها و محیطهای شهری تعهدی قوی و دلسوزانه در برابر کیفیت، تکمیل و نگهداری شهرها از خود نشان دهند. (تیبالدز،1383: 47).
3ـجمع بندی
با توجه به مطالب مطرح شده در فهم واژه می توان گفت شهرها برای مردم و درباره مردم هستند. آنها فعالیتهای مردم را در خود جای میدهند. بنابراین هر اندازه که تنوع و کارایی بهتری داشته باشند، کیفیت شهروندگرایی در آنها محتملتر خواهد بود. در واقع شهری شهروندگرا میشود که محیط به عنوان موضوع مهمی در ذهن توده مردم باشد.
بر اساس مطالب فوق محیطهای شهری موفق محیطهایی هستند که برای عابران پیاده قابل نفوذ باشند، یعنی عابران پیاده را به حرکت در تمام جهتها ترغیب نمایند(تیبالدز،1383: 76).
میتوان گفت شهرهایی که به عنوان یک کل دارای نظم باشند و تمام عناصر شهری با هم الگویی منسجم و یکدست از ساختمانها و مسیرهای ارتباطی را به نمایش میگذارند شهرهایی با محیط شهری انسانگرا هستند.
4ـ شیوه های طراحی شهری
با توجه به مطالبی که در فهم واژه آمد، در جهت تقویت وجوه مردم مدارانه فضاهای شهریبهتر است اینگونه فضاها طوری طراحی شوند و فرهنگ استفاده از شهر نیز طوری پایهریزی شود که برای مثال وقتی موتورسواران وارد منطقه متعلق به عابران پیاده میشوند احساس مهمان بودن کنند و به یقین مانند میهمان عمل کنند. این امر در مورد ساختمانها هم صدق میکند به طوری که ساختمانهای نوساز همانند مهمانهایی در عرصههای عمومی هستند که باید با محیط و ساختمانهای همجوار خود سازگار باشند این به معنای این نیست که برای شاخص بودن ارزشی قائل نیستیم بلکه ساختمانها را سازگار و هماهنگ با زمینه بسازیم. .همچنین توصیه های دیگر طراحی به شرح زیر پیشنهاد می شوند:
مکانها با یکدیگر متفاوت و هرکدام در نوع خود منحصر به فرد باشند و در ضمن نیازهای اقشار مختلف را تأمین نماید.
ساخت و ساز جدید بخشی از تداوم سنتهای شهر و محیطهای شهری باشند. با این حال در یک زمینه غنی تاریخی، خطر تقلید سطحی هم وجود دارد. ساخت و سازهای جدید باید بتوانند پاسخی جدید ارائه دهند، پاسخی که در عین ظرافت، با زمینه نیز متناسب باشد و از آن فاصله نگیرد (تیبالدز،1383: 42).
بیشتر بلوکهای ساختمانی کوچک باشند، یعنی تعداد خیابانها و دور برگردانها زیاد باشد.
در هر محله ساختمانهایی که از نظر قدمت و موقعیت متفاوتند، با هم ترکیب شوند، به طوری که بیشترین قسمت به ساختمانهای قدیمی ـ با بازده اقتصادی متنوع ـ اختصاص یابد این ادغام باید در قالب بافتی متراکم انجام گیرد.
تمرکز مردم به هر دلیلی که در آنجا حضور دارند، به حد کافی وجود داشته باشد این موضوع شامل مردم ساکن میشود (تیبالدز،1383: 57).
5- مصادیق
الف) پیاتزای دل کمپو ، سی ینا ،اسپانیا
www.pps.org
ج) محله بورانو، ونیز
www.pps.org
ب)پیاده راههای لاس رامبلاس ، بارسلون
د)سی و سه پل در اصفهان
[1]-Trafalgar