سبکهای شهرسازی در ایران قبل از اسلام را در این قسمت می خوانید
سبک شهرسازی پارسی
اقوام آریایی مستقر در کوههای زاگرس و دشتهای آن در برخورد با اقوام ساکن در بینالنهرین با نوعی از سکونت یعنی شهرنشینی آشنا شدند. اینان از مرحله جوامع ساده روستایی به مرحله جامعه شهری رسیدند و تبلور کالبدی این گذر، ایجاد (شهر ـ قدرت) هگمتانه بود. آریاییها، مظاهر تمدن را از ساکنان بینالنهرین آموختند و شباهت هگمتانه به شهرهای اور، بابل و نینوا به همین دلیل بود اما هگمتانه علیرغم این شباهت تفاوتهایی با آنها داشت. این شهر فقط شهر- معبد بینالنهرین نبود و به یکجا هم شهر ـ معبد و هم شهر ـ قدرت محسوب می شد و محل تجمع سه جامعه ایلی ، روستایی و عشایری به شمار می رفت، در حالی که چنین تجمعی در بینالنهرین دیده نشده است.
شار مادی در این دوره عبارت بود از قلعههای محکم و استوار بر فراز تپه و یا یک نقطه سوقالجیشی که نقاط زیستی کوچک و بزرگ در دامنهاش پراکنده بودند. در این دوره، شهر، نقاط زیستی و بازار (که در مرحله جنینی خود قرار داشت) در خارج از قلعه واقع بودند، و به طور کلی میتوان گفت که شهر هنوز فراگیر نشده و به مفهوم گسترده آن وجود نداشت.
سبک پارسی در دوران هخامنشی به اوج خود رسید. حکومت هخامنشی پس از فتح بابل، با شهرهای پر رونق بینالنهرین مواجه گشت و روابط تجاری خود را با اقصی نقاط جهان برقرار کرد. در این دوران روابط (کالا با کالا) جای خود را به روابط (کالا ـ پول ـ کالا) و سپس « پول ـ کالاـ پول » داد و برای نخستین بار، شار پارسی، مرکزی برای استقرار چنین رابطهای شد. شار نظامی ـ کشاورزی دوران ماد جای خود را به شار نظامی ـ بازرگانی پارسی در مرزها، و شار بازرگانی ـ کشاورزی در سرزمینهای میانی واگذاشت. در این دوره است که بازاردر شهر متولد شد و جامعه شهری به معنای اخص کلمه معنا یافت. شار پارسی در این دوره، علاوه بر (شهر ـ معبد)، (شهرـ بازار) نیز بود.
سازمان فضایی ـ کالبدی شار در سبک پارسی، شامل دژ حکومتی، شار میانی و شار بیرونی بوده است. دژ حکومتی، مجموعهای مرکب از کاخها، معابد ، ایوانها، تأسیسات نظامی و اداری و انبارهای آذوقه و ذخایر را شامل می شد. این دژ با دیوارهای سنگین محافظت می گشت و در مهمترین نقاط سوقالجیشی شهر قرار داشت. در صورت نبود عوارض طبیعی، تپههای مصنوعی برای استقرار چنین دژی برپا می گردید.
شار میانی، مجموعه محلاتی بود که برای استقرار طبقات ممتاز در نظر گرفته می شد و خانه هایی نسبتاً مشابه را در بر می گرفت، که در میان آنها بازاری وجود داشت. مجموعه شار میانی در میان دیواری مستحکم محصور بود که دروازههایی برای ورود و خروج به آن ایجاد شده است. شار بیرونی مجموعه ای مرکب از محلات و خانه ها، بازارها، باغات و مزارع پراکنده در سطحی وسیع را شامل می شد و معمولاً توسط یک حصار طبیعی مانند کوه، تپه، رودخانه، جنگل و امثال آن از محیط بیرونی تفکیک می گشت. شار بیرونی در سبک پارسی، شبیه روستاهای بزرگ کنونی، قابل تصور است و اکثریت جامعه شهری در آن زندگی میکردند.
حکومت اشکانی با بهره گیری از حکومت سلوکی موفق شد با تفاهم دودمانهای مختلف، دولت متمرکز، قدرتمند و قاهری را برای اولین و آخرین بار در تاریخ ایران تشکیل دهد تا بدین نحو بتواند بازرگانی و تجارت را رونق دهد و شهرنشینی و شهرگرایی شتاب گیرد. اشکانیان با ادغام و تلفیق شهر دولتهای پارسی ـ هلنی با نقاط مسکونی اطراف آن و حذف نابرابریهای اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی بین شهرو روستا و الغای خودفرمانی شهر ـ دولتها حتیالمقدور مفاهیم یونانی را از بین بردند و به مفاهیم بومی و سرزمینی ـ به خصوص شیوه پارسی ـ در همه ابعاد زیست و تولید و به روز کردن آنها بازگشتند و این بازگشت منجر به نحوه استقرار و زیستی شد که میتوان از آن تحت عنوان سبک پارتی یاد کرد.
در این سبک روستا و شهر در تقابل با یکدیگر قرار نداشتند و مانند سبک پارسی، این دو سکونتگاه مکمل یکدیگر بودند. شهر در عین اینکه مرکز مبادله و صنعت است به تولید و کشاورزینیز میپردازد و روستا در امر بازرگانی و صنعت سهم مهمی داشت. در واقع شار نه به معنای اخص کلمه ، بلکه در سرزمینی فراتر از شهر و در ارتباط دو سویه با روستا معنای خود را مییافت.
دولت اشکانی با تخریب سازمان کالبدی دولت سلوکی ، مظهر آن یعنی (شهر پارسی ـ هلنی) را نیز دگرگون کرد. شهر را با محیط اطرافش ادغام نمود و نظم خودانگیخته محیطی را بر نظم منطقی و برنامهای تحمیل کرد. برای نخستین بار در این دوره شهر دایرهای شکل گرفت و شهرهایی چون نسا و فیروزآباد متولد شدند. شار سبک پارتی ، مانند شار سبک پارسی، دارای تقسیماتی چون دژ حکومتی ، شار میانی و شار بیرونی بود که مفاهیم نسبتاً یکسانی با اجزای شهر پارسی داشت.
مفاهیم سبک پارتی در دوران ساسانیان تکامل یافتند و پیچیدهتر شدند. ظهور دولت ساسانی، که اولین حرکت جامعه شهری برای رسیدن به قدرت بود. ضربههای عمده را بر شیوههای تولید و زیست دودمانی و ایلی وارد ساخت و اشرافیت دودمانی عملاً از طبقات اجتماعی حذف شد و در مقابل نظام کاستی حاکم گشت. شهر همچنان مکان استقرار طبقات برتر اجتماعی مانند مؤبدان و مغان، جنگاوران و سپاهان ، دبیران و پزشکان و دهقانان بود و طیف عظیم مردم چون پیشهوران ، بازرگانان، صاحبان حرف و امثال آنان در خارج از چهارچوب این طبقات واقع بودند و به تبع آن در خارج از دیوارهای شار زندگی میکردند.
شار ساسانی، همچون شار پارسی در دولت هخامنشی، بر مبنای باورهای دینی و متأثر از مقوله جهانبینی ساخته میشد. شهر معمولاً به حصاری ختم میگردید که چهار دروازه به چهار سوی عالم داشته باشد، که خود یادآور جهات اربعه و عناصر اربعه بود. شار ساسانی به شکل شطرنج و گاهی به شکل جانوران ساخته می شد. به عنوان مثال، شهر شوش مانند باز، وشوشتر مانند اسب، طراحی شده بود. سازمان فضایی ـ کالبدی شار ساسانی در سبک پارتی مانند شار اشکانی بود و دژ حکومتی، شار میانی و شار بیرونی را شامل میشد، که شار بیرونی محل استقرار مردمی بود که در چهار طبقه ممتاز ساسانی جای نمی گرفتند و در دولت ساسانی نقشی نداشتند.
اما نکته قابل توجه درخصوص ریختشناسی شهرهای ساسانی، برجسته شدن نقش بازار و میدان بود. عنصر بازار، در مقیاسی که اکنون از آن داریم، کالبد پیدا میکرد و شکل دهنده محلات و ستون فقرات شهر بود. میدان نیز مکانی بود که بازارها بدان منتهی میشد و محل بررسی اعلام فرمانهای دولت بود، که البته نقشی متفاوت با آگورا و فوروم داشت.(فوروم) در رم و (آگورا) در آتنمیادینی بوده اند که نقش غالب آنها اجتماعی، فرهنگی و تفریحی بوده است. در این میادین مردم به دور یکدیگر جمع می شدند و جشنها و مسابقات متعددی را بر پا میکردند.
سبک خراسانی (قرن یکم تا قرن چهارم هـ .ق
در قرن اول تا چهارم هجری ، که با حکومت سامانیان در خراسان مقارن بود نهضتهای مختلف علمی، ادبی، آموزشی ، مذهبی ، تصوف و غیره به دلایلی چون از میان رفتن نظام کاستی، آمیخته شدن تمدنهای مختلف ، اجازه برخورد آزاد آراء و اندیشهها از سوی حکومت و تولید قابل توجه کاغذ در چین ، رشد می یافت و سبک خراسانی در زمینههای مختلف از جمله شهرسازی ظهور پیدا کرد.
سازمان شهر، در دولت سامانی به کلی با آنچه که از قبل وجود داشت تفاوت یافت. شهر به دلیل وجود امنیت نسبی به مراتب وسیعتر از نمونه کهن خویش شد و دیوارهای شارستان (ناشی از نظام کاستی) فرو ریخت و الگویی جدید در شهرسازی پدید آمد.
دو راسته اصلی در جهات اربعه و در میدانی مرکزی با یکدیگر تلاقی میکردند که در اطراف آن علاوه بر دیوانها ، جامع شهر نیز قرار میگرفت و دهانه راسته اصلی بازار به آن باز میشد. بازار در حرکت خویش به سوی دروازههای شهر، محلات متفاوت را به وجود آورد که این مورد تا قرن چهاردهم هـ .ق. نیز محفوظ ماند.
کشاورزی ، تجارت و صنعت و سه جامعه ایلی ، روستایی و شهری در هم آمیخته میشد و شهر هم شهر اصلی را در بر میگرفت و هم روستاهای نزدیک را شامل میشد. یکی از نکات قابل توجه در شهرسازی سبک خراسانی ، انسجام انداموارهای فضاهای کالبدی است که به تبع نظم آبرسانی، نظام دسترسیها ، مراکز محلات ، میادین و میدانچهها.
سبک رازی (قرن چهارم تا قرن هفتم هـ .ق.)
سبک رازی با توجه به تغییر شرایط اجتماعی در قرن چهارم و قرون پنجم و ششم قابل بررسی است. قرن چهارم با اوج دگرگونیها و تجدید حیات علمی و ادبی در ایران مقارن بود و آزادیهای متعدد در زمینههایی چون دین و اندیشه و رجوع به مفهوم برادری و برابری سازمان فضایی ـ کالبدی شار این دوران را نیز تحتتأثیر قرار داد. در این دوران شهرهای بزرگی چون سیراف ، ری ، اصفهان، نیشابور، طوس ، جرجان و شیراز (فناگرد خسرو) نام خود را در تاریخ ثبت کردند.
دو نکته قابل توجه شکوفایی انجمنهای صنفی و خودنمایی مدرسه ، به عنوان یکی از عناصر پایهای شار، متأثر از توجه به آزاداندیشی و آموزش ، می باشد. کالبد شهر کماکان بر میدان میانی پیافکنده شد که در اطراف آن دیوانها، بازارها و جامع قرار داشتند. اما در قرون پنجم و ششم ، تجدید حیات علمی و ادبی ، با به قدرت رسیدن ترکان سلجوقی در ماوراءالنهر و خراسان افول پیدا کردند.
در این دوران ، آزادیهای اجتماعی از میان رفت و شریعت اسلامی به مقیاسی وسیع ، با اوضاع و احوال جدید سیاسی وفق داده شد. دولت مالکیت آب و زمین را به دست گرفت و نظام اقطاع و تیولداری زمان ساسانیان به روی کار آمد. دولت در هر جا حاضر بود و امنیت لازم برای تولید و مبادله فراهم شد، در نتیجه ، شهرنشینی و شهرسازی رشد نمود و شار بزرگ و گسترده ، و دولت سلجوقی و سپس دولت خوارزمشاهی ، متولد شد.
شار دولتی سلجوقی و خوارزمشاهی ، بر مبنای سازمان اجتماعی ـ عقیدتی حاکم بنیان نهاده شد و محلات در ستیز با یکدیگر، مانند دوران ساسانی ، رشد مییافت البته مبنای این ستیز تفاوتهای دینی ، مذهبی ، قومی و نژادی بود. سازمان فضایی شهر در این دوره عبارت بود از میدان اصلی و بزرگ (اغلب در میانه شهر) که در پیرامون آن کاخها ، دیوانها ، جامع و گاه بیمارستان قرار داشت.
دهانه اصلی بازار به این میدان باز میشد و شاخههای خود را در شهر میگستراند و در اطراف آن محلات شکل گرفتند. مدارس و مساجد در مسیر معابر و گذرهای اصلی واقع شدند، هر محله برای خود مسجد ، مدرسه ، حمام ، بازارچه ، گورستان و امثال آن داشت و کل مجموعه شهری درون باروهای مستحکم واقع میشد.
مکتب اصفهان (قرن یازدهم تا شروع قرن سیزدهم هـ .ق.)
با انقراض حکومت مغولان ، رشد مذهب شیعه نخست با نهضت سربداران شروع شد و سپس با استقرار دولت صفوی به بار نشست. حکومت صفوی با تکیه بر مفاهیم عرفانی از سویی، و تکیه بر تعابیر و تفاسیر شریعت از نقطه نظر مذهب شیعه از سویی دیگر، موفق شد تا پایگاه اجتماعی بسیار گستردهای را در پهنهای وسیع به دست آورد و بدینسان متمرکزترین دولت ایرانی دوره اسلامی را بعد از دولت قاهر ساسانی شکل دهد.
دولت صفوی بنا به سنتهای کهن ، سازماندهی ، راهاندازی و ایجاد تأسیسات و تجهیزات زیرساختی را بر عهده گرفت و رشد این تأسیسات ، رونق شهرگرایی و شهرنشینی را نیز به دنبال داشت. در این دوره مفهوم شهر مجدداً ابداع شد و شهر ترکیبی بود از فعالیتهای کشاورزی ، صنعتی و بازرگانی ، در عین حال مقر دیوانی و حضور دولت نیز به شمار میآمد.
در این دوره ، جمعبندی ماهرانه از هنر، معماری و شهرسازی روزگاران کهن به گونهای بود که خود سبک جدیدی را در این عرصهها سبب گردید (حبیبی ، 1374).
سبک اصفهان ، تحقق آرمانشهر دولت صفوی ، شهر ـ قدرت ، شهر ـ نمایش ، شهر ـ بازار، شهرـ سرمایه و شهر ـ ایوان بود. علاوه بر اینها ، شهر در مکتب اصفهان با منطقه تحت نفوذ ارتباط مستقیم و دو سویه داشت ، لذا شهر ـ منطقه نیز بود.
ویژگیهای کالبدی شهرهای مکتب اصفهان را میتوان به اختصار به صورت زیر بیان کرد :
یک محور جدید و وسیع شهری (چهارباغ) که تا این زمان در شهرسازی و شهر ایرانی سابقه نداشت طراحی شد.
میدانی وسیع و گسترده با تعریفی روشن و صریح در شهرها ایجاد شد که در اطراف آن گرمابه ، مسجد و مدرسه ، خانقاه و مسجد ، آب انبار و بازارچه و امثال آن ، وجود داشت.
برای اولین بار منطقهبندی شهری معنا پیدا کرد.
مجموعههای شهری جدید در کنار شهرهای کهن به عنوان یک دستورالعمل در همه جا به کار گرفته شد و بدین طریق مهر و نشان مکتب اصفهان را بر شهرهای موجود وارد کرد.
هر مجموعه زیستی (شهر و یا روستا) از این پس دارای یک میدان و یا مرکز ثقل شد و عناصر اصلی حکومتی و دیوانی ، دینی و اقتصادی در کنار آن قرار گرفتند.
طراحی مجموعه شهری و نه بنای منفرد معماری بنیان نهاده شد.
شهرسازی مکتب اصفهان ویژگیهای دیگری را نیز همچون سلسله مراتب فضایی ، تعادل و توازن ، فضای انسانی و مردموار، فقدان نقطه گریز ، وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت و ویژگیهایی از این قبیل را دارا بود
در این دوران شهرهایی بنا گشت که هم بنیانهای شهرسازی یونانی (شهرـ دولت) و هم بنیانهای شهرسازی ایرانی (شهرـ قدرت) را با خود به همراه دارد. در واقع در این دوران نوعی نگرش التقاطی در شهرسازی ظاهر شد که عمر آن کمتر از یک قرن بود. شیوه پارتی از ستیز برای استیلای مفاهیم و معانی زیست بومی به وجود آمد. این شیوه نخست با بیانی ساده آغاز شد و شهرهایی چون نسا در ماورالنهر و فیروزآباد در فارس را شکل داد اما با گذشت زمان سازمان فضایی ـ کالبدی پیچیده در قرن هفتم میلادی در آن متجلی گشت.
جهان بینی اسلامی، شهرهای دوران اسلامی را از شهرهای ماقبل آن (پارتی) متفاوت و متمایز کرده است. شهروند شهردوران اسلامی ، همچون روستایی و یا ایلیاتی معتقد به جهانبینی اسلامی، فرمانبردار احکام اسلامی، امام ، خلیفه و یا نمایندگان آنان است، بنابراین شهر دارای زندگی مستقل و خاص با مقررات و امتیازات متفاوت نبود و از این لحاظ تفاوتی بین شهر و ده (جز تفاوتهای ناشی از جمعیت ، استقرار دیوانها ، جامع و غیره) وجود نداشت و نقش دینی دوران اسلامی بر اهداف نظامیـ اقتصادی حکومتهای مستقر در آن شهر اولویت داشت.
فارغ از سبکهای مختلف ، سه عنصر مسجد، بازار و محله ، مشخصه شهر دوران اسلامی می باشد که به اختصار مورد بررسی قرار می گیرند :
مسجد : دولت اسلامی در شهر متولد می شود و با توجه به اینکه تشکیل این دولت برای اولین بار در « مسجد » صورت گرفت ، بنابراین وجود مسجد جامع به یکی از مشخصات اصلی شهر دوره اسلامی تبدیل می گردید. این امر تا آن حد اهمیت دارد که در دوران اولیه دولت اسلامی و قبل از تشکیل حکومتهای محلی ، سکونتگاهی به مقام شهر می رسید، که صاحب جامع باشد. مسجد جامع علاوه بر نقش دینی ، نقشهای سیاسی و اجتماعی بسیار قوی می یافت.
دولت اسلامی از مفاهیم آرمانی برادری ، برابری و نفی هرگونه تمایزات اجتماعی آغاز نمود و به سازمانی قاهر و مملو از تمایزات اجتماعی تبدیل شد. این تغییر و تحول نمود کالبدی نیز داشت و در مسجد ، بازار و محله بروز کرد.
تطور نمود کالبدی مسجد را در چهار دوره میتوان بررسی کرد :
دوره اول : مدت کوتاهی از صدر اسلام را شامل می شود که مسجد ساده و بیپیرایه بود و الگوی آن مسجدالنبی است. در این دوره مسجد در پر رفت و آمدترین نقطه شکل گرفت و با مصالحی مانند مصالح ساختمانهای پیرامون ساخته شد.
دوره دوم : عمدتاً حکومت بنیامیه را شامل میشود، در عین آنکه مسجد در رابطه کامل با قدرت اسلامی قرار داشت ولی در کنار خود دارالاماره را به عنوان مقر حکومت دارا بود و جامع در ارتباط مستقیم با شارع عام و بازار استقرار می یافت. در این دوره شهر جایی بود که دارای جامع باشد.
دوره سوم : خلافت عباسیان و تشکیل امپراتوری اسلامی را شامل میشود. در این دوره مسجد به طور کامل از دارالاماره جدا شد و مفاهیم فضایی کهندژ ، شارستان و ربض از نو زاده شدند. جامع به عنوان مکان اصلی اجتماعات مردمی، به کلی خود را از حکومت جدا کرد و از شکل ساده و بیپیرایه دوره اول و تا حدودی دوره دوم ، خارج شد ، با این حال هنوز شهر به جایی گفته میشد که دارای جامع باشد.
دوره چهارم : به ظهور حکومتهای قدرتمند محلی در دل امپراتوری اسلامی باز می گردد. در این دوره، در شکل و توزیع مساجد تغییرات بنیادین آشکار گردید. مسجد به مکانی به منظور خودنمایی حکومتها و با ظاهری پرشکوه و معماریهای یادمانی تبدیل شد. در این دوره، مدارس زیادی در جوار مساجد احداث گردید و هر سکونتگاهی با داشتن جامع لزوماً شهر به شمار نمیآمد.
بازار : ایجاد بازار و میدان در کشورهای مفتوحه توسط دولت اسلامی نقش اساسی به این دو عنصر در سازماندهی شهر دوره اسلامی داد به گونهای که با تقریبی نزدیک به یقین میتوان از بازار و میدان به عنوان عناصر اصلی شهر دوره اسلامی یاد کرد. بازار نیز مانند مسجد از شکل ساده شروع شده و به تدریج پیچیدگی فضایی و انتظام کامل مییافت. در واقع بازار نیز به عنصری برای خودنمایی حکومتهای محلی و منطقهای تبدیل گردید. بازار در دوره اسلامی مانند دوره ساسانی در میان شهر قرار گرفت و از میدان اصلی شهر (مقر حکومتی) به سوی باروی شهر امتداد پیدا کرد با این تفاوت که بازار به دور مسجد و مدرسه میچرخید.
راستههای مختلف بازار با توجه به عملکردشان در نزدیکی و یا با فاصلهای از مسجد قرار میگرفتند بدینترتیب : نخست بازار مهر و تسبیح فروشان، سپس بازار کتابفروشان و صحافان ، بازار پارچه فروشان و غیره تا بازار دباغان و رنگرزان ، که به علت آلودگی ، از مسجد فاصله زیادی داشتند.
محله : علیرغم اینکه در بدو تشکیل دولت اسلامی ایجاد قشربندی اجتماعی بر مبنای قوم، قبیله ، نژاد نفی میگردید ، اما در زمان تشکیل امپراتوری اسلامی، این محلهبندیها گسترش مییافت که مبنای آن برخلاف دوران ساسانی نه براساس نظام کاستی و طبقاتی بلکه براساس تفاوتهای قومی ، قبیله ای بود. در این دوره محلات در تضاد و تقابل با یکدیگر بودند و ارتباط محله با سازمان اجتماعی عشیرهای خود (جامعه شهری، روستایی و ایلاتی) بسیار بیشتر از رابطه آن با محلات مجاورش بود. هر یک از محلات مسجد، بازارچه ، مدرسه ، آب انبار، قنات و حمام خاص خود را داشت.
