گذری بر کیفیت زندگی محیط های شهری - مقدمه

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

در دهه هاي اخير موضوع كيفيت محيط شهري به يك بحث تخصصي و عمومي در جامعه تبديل شده است و ...


مقدمه
در دهه هاي اخير موضوع كيفيت محيط شهري به يك بحث تخصصي و عمومي در جامعه تبديل شده است و توجه مردم از اهداف مادي، به ماهيت زندگي در مجموعه هاي ناكارآمد شهري معطوف شده است. آنچه در اين ميان واضح است اين است كه تمام مشكلات شهري يك مولفه كيفيت محيطي دارند، به عبارتي ديگر بسياري از مشكلات محيطي به سرعت به مشكلات شهري تبديل خواهند شد. به همين دليل در سالهاي اخير توجه به ابعاد پايداري محيطي و كيفيت زندگي و اجتماعات سالم، باعث توجه بيشتر به ابعاد كيفيتي در محيط هاي شهري و سكونتي شده است.

كيفيت زندگي و مفاهيم وابسته به آن

مفهوم کیفیت
چگونگي يك پديده است كه تاثير عاطفي و عقلاني خاصي بر انسان مي گذارد و خاصيت ها و ويژگي هاي اصلي يك چيز را بيان مي كند. كيفيت نقش بسيار اساسي در تعيين و تمايز يك چيز از چيز هاي ديگر دارد و شامل كيفيت ظاهري، عملكردي و زيبايي شناختي مي شود(كوكبي، پورجعفر و تقوايي 7 : 1384 ). كيفيت مي تواند حاصل فرم (كيفيت هاي صوري يا فرمال)، عملكرد (كيفيت عملكردي) و يا معنايي يك چيز باشد( كيفيت معنايي). اگر عناصر و روابط ميان آنها را تشكيل دهنده فضا بدانيم، مي توان عناصر و كيفيت بين آنها را به صورت زير دسته بندي نمود:
- كيفيت فضايي
- كيفيت ناشي از سازگاري ميان مولفه هاي كيفيت (ادراك عملكرد)
- كيفيت سكانس ها (كيفيت موجود در هر سكانس كه باعث تفكيك وارتباط آن سكانس با بقيه سكانس ها مي شود، نحوه ارتباط بين سكانس ها)

هر چه تعلق خاطر بيشتري در انسان نسبت يك فضا وجود داشته باشد، آن فضا واجد كيفيت بالاتري است. اين امر مستلزم آن است كه فضا بيشتر انسان را مخاطب قرار داده و با او در تعاملي سهل تر قرار گيرد، نيازهاي وي را برطرف كند و ظرفي مناسب براي الگوهاي رفتاري اش باشد. به عبارتي معناي بيشتري براي بيننده و استفاده كننده داشته باشد تا ادراك راحت تر و سريع تر انجام شود(خادمي ، 85 : 1388). واژه كيفيت به لحاظ "ريشه شناسي واژه" در فرهنگ زبان فارسي عميد،چگونگي، چوني، صفت و حالت چيزي عنوان شده است. از نظر لغوي، براي واژه كيفيت" quality" در فرهنگ انگليسي آكسفورد چهار معنا ارائه شده است: درجه خوبي و ارزش چيزها، خوبي و كمال به مفهوم عام– صفات و خصوصيات– جنبه ويژه و علائم مميزي.
كيفيت در حالت عادي و به معناي كاملا واضح براي وصف درجه كمال اشياء و پديده ها به كار برده مي شود. با اين حال تعيين نمودن اين كه چه چيزها و چه خصوصياتي واقعا بيانگر درجه كمال يك شي اي هستند، امري دشوار است. به نظر مي رسد با توجه به مرور به معناي لغوي واژه كيفيت، بتوان كيفيت يك شيئي را چنين تعريف كرد: مجموعه اي از خصوصيات يا صفات مشخص كه باعث متمايز كردن يك شيئي از اشياء ديگر شده، ما را قادر مي سازد كه در مورد برتري، مشابهت و يا فروتري چيزي در مقايسه با ديگري قضاوت كنيم و حكم نماييم و از نظر زيبا شناختي در مورد زيبا يا زشت بودن، خوب يا بد بودن و از نظر عملكردي در مورد بهتر يا بدتر بودن و كارآمد يا ناكارآمد بودن آن قضاوت و حكم نماييم ( 41: 1387 ، گلكار). كيفيت را چگونگي يك چيز كه تاثير عاطفي و عقلاني خاص بر مخاطب مي گذارد، تعريف كرده اند؛ در مقابل، كميت را اندازه، مقدار، ميزان تراكم و جنسيت يك چيز دانسته اند(پاكزاد ، 9 : 1381). استاندارد بريتانيايي 4778 كه در سال 1987 منتشر شده، كيفيت را به عنوان " كليت سيما، تركيب و همچنين مشخصات خدمات و فراورده هايي كه قادر به ايجاد رضايتمندي و يا بر طرف كردن نيازهاي ضمني است" بيان مي كند. كميسيون طراحي ولز بيان مي كند كه كيفيت نبايد تنها به عنوان سيماي ظاهري و نماي بيروني ساختمانها در نظر گرفته شود. كيفيت بايد در بر دارنده تناسب اهداف، فعاليت هاي محيطي، پايداري اقتصادي و اجتماعي، پاسخگويي به نيازهاي كاربران و اهداف و آرمانهاي اجتماعات ملي و محلي باشد. (عسكري زاده ،15 : 1387).

کیفیت زندگی
واژه كيفيت زندگي سرچشمه روشني ندارد. كيفيت زندگي اگر چه جذابيت و معني عام دارد، يك تعريف پذيرفته عام ندارد. هر عبارتي كه در تعريف كيفيت زندگي بكار رود، كيفيت زندگي يك فرد به حقايق عيني و خارجي زندگي اش و دريافت ها و ادراكات دروني و ذهني او از اين عوامل و نيز از خودش وابسته است( .( 65 : 1388 ، لطفي).
مفهوم كيفيت زندگي چند مشخصه جالب توجه دارد:
الف: تنها به زندگي انساني ارجاع دارد.
ب: به ندرت در(صيغه) جمع به كار رفته (يعني به صورت كيفيات زندگي) است. 
ج : به عنوان يك عبارت عام و غير قابل تقسيم مي باشد كه معنايش مي تواند ناب و خالص باشد.
د : مشكل است كه آن را به هر رده مجزا از علوم مرتبط با جامعه شناسي طبقه بندي نمود (لطفي ، 67 : 1388). 

هر تعريفي از كيفيت زندگي بايد شامل دو عنصراساسی باشد:
1- يك ساختار ذهني (دروني) روانشناختي– فيزيولوژيكي  كه حس رضايتمندي را فراهم مي كند.
2- پديده هاي خارجي كه آن ساختار را ضمانت می کند.
به طور كلي كيفيت زندگي مفهوم نامشخصي است و معني آن بستگي به بستري دارد كه در آن مورد استفاده قرار مي گيرد. برخلاف پديده هاي طبيعي مانند دما، اقليم يا تعداد جمعيت، كيفيت زندگي مستقيما قابل مشاهده و انداره گيري با ملاك هاي پذيرفته شده عموم نيست. بلكه يك انتزاع فكري است كه تمهيد شده است تا در نظر گرفتن چگونگي زندگي مردم را در چارچوب هايي تسهيل كند كه در آن ها داوري درباره اينكه چه چيز مي تواند بهتر يا بدتر باشد مطرح مي شود. بنابراين مشابه با مفاهيمي چون توسعه، رفاه و بهزستي است (اسميت ،160:1381). در واقع مفهوم كيفيت زندگي يك متغير مركب است كه از متغيرهاي تغيير در سطح درآمد مردم، شرايط زندگي، وضع سلامت، محيط، فشار رواني، فراغت، شادماني خانوادگي، روابط اجتماعي و چندين متغير ديگر نظير آنها تاثير مي پذيرد.(Rahman and et al, 2003:1).

رويكردهاي اساسي به مفهوم كيفيت زندگي
در طي سالها دو ديدگاه در مورد كيفيت زندگي وجود داشته است: مکتب عینی و مکتب ذهنی
بنابر بررسي هاي فاهيه (2004) امروزه مي توان سه رويكرد عمده به كيفيت زندگي را شناسايي كرد : 1
– رويكرد اول معتقد است كه كيفيت زندگي به شرايط افراد مربوط است (نگرش جزء نگر به كيفيت زندگي )
2 – رويكرد دوم كيفيت زندگي را يك مفهوم چند بعدي مي داند. اين نگرش به توصيف حوزه هاي چند گانه ي كيفيت زندگي و همچنين تاثير متقابل اين حوزه ها با يكديگر مي پردازد.
3 – سومين رويكرد نيز معتقد است كه كيفيت زندگي به دو شاخص عيني و ذهني اندازه گيري مي شود. جنبه ذهني به افراد كمك مي كند تا تعريفي از هويت آرمانها و جهت يابي زندگي شان ارائه كنند و اين جنبه زماني با ارزش است كه با شرايط عيني زندگي همراه شود.

شاخصهاي كيفيت زندگي
اولين گام در راستاي كيفيت زندگي شهري شناسايي ابعاد آن و سپس انتخاب شاخص هايي است كه با استفاده از آنها، ابعاد مختلف كيفيت زندگي شهري مورد سنجش قرار گيرد. چون اين شاخص ها به منظور ارزيابي تغييرات فرايندها و پديده هايي در طول زمان بكار مي رود، سنجيدن مستقيم آنها مشكل است (لطفي ، 71 : 1388). استفاده عملي از شاخص ها براي نقد شرايط اجتماعي در حدود دهه 1830 آغاز شد. هنگامي كه اصلاح طلبان اجتماعي در اروپا، آمريكا، انگلستان از آمارهاي اجتماعي براي بهبود شرايط بهداشت عمومي استفاده مي كردند .در دهه 1960 شاخص هاي اجتماعي توسط تعداد زيادي از دولت ها در سراسر جهان به عنوان بخشي قوي از توسعه سياسي مورد استفاده قرار گرفت(لطفي ،71: 1388). اما شاخصهاي كيفيت زندگي براي سنجش در ايالت فلوريدا در سال 1985 مورد استفاده قرار گرفتند. در مباحث مربوط به سنجش كيفيت زندگي، بين ابعاد اين مفهوم و شاخص هاي در نظر گرفته شده براي سنجش آنها تفاوت وجود دارد. بسياري از محققان براين اعتقادند كه كيفيت زندگي تا حد زيادي با جنبه هايي از زندگي شخصي مانند آرزوها، انتظارات، شادكامي، رضايت و ..... تعيين مي شود. افزون بر اين، تحقيقات بي شماري بر مقوله رضايت به عنوان مفيدترين شاخص سنجش كيفيت زندگي ذهني تاكيد مي كنند . اشنايدر(1976 )، اندروز و ويتي (1976) سطح رضايت از زندگي خانوادگي، شغل و درآمد در كنار احساس كارآمدي شخصي، رضايت از عملكرد دولت در كل، و رضايت از خدمات موجود را از جمله عوامل موثر بر رضايت از زندگي در كل و در نتيجه كيفيت زندگي قلمداد كرده اند (رباني ،72 : 1386 ).
اشنايدر در مطالعه خود حدود شش دسته متغير هاي مختلف در اين زمينه را نام برده و معتقد است اين متغيرها براي سنجش كيفيت زندگي عيني مورد توافق اكثر صاحبنظران هستند. متغير هاي مورد نظر وي عبارتند از :
1– درآمد ، ثروت و شغل؛
٢– محيط زيست؛
٣– سلامتي (روحي و جسمي)؛
۴– آموزش؛ 
5- بی سازمانی  
۶– از خود بيگانگي و مشاركت سياسي.
در واقع شاخص هاي عيني سنجش كيفيت زندگي، شرايط مشاهده پذير محيط زيستي را مد نظر قرار مي دهند، مانند وضع مسكن، تغذيه، محيط زيست و ... و شاخص هاي ذهني، با توجه به سوالاتي كه محققان از طريق پرسشنامه از مردم درباره احساس رضايت، شادكامي يا مشابه آن مي پرسند به دست مي آيند.

 ادامه دارد...

 

 

 

Chanal

 

مطالب مرتبط
------------------------------------
           . گذری بر کیفیت زندگی محیط های شهری - بخش اول

Web Analytics

اشکال یابی جوملا

جلسه

اطلاعات مشخصات

حافظه استفاده شده

پرس و جو پایگاه داده