دانلود طرح جامع شهر کرمان در قیاس با رهیافت ساده - جامع
- توضیحات
- زیر مجموعه: دانلودها
- دسته: داده و اطلاعات
- نوشته شده توسط a.moarrefi
- بازدید: 4204
آنچه كه در قرن گذشته تحت عنوان برنامهريزي شهري مطرح شده، پاسخي است به انواع مشكلاتي كه در اثر انقلاب صنعتي و پيشرفتهاي ناشي از آن دچار محيط زندگي بشر شهري شده است.
آنچه كه در قرن گذشته تحت عنوان برنامهريزي شهري مطرح شده، پاسخي است به انواع مشكلاتي كه در اثر انقلاب صنعتي و پيشرفتهاي ناشي از آن دچار محيط زندگي بشر شهري شده است. رهيافتهاي برنامهريزي كه در اين دوران مطرح شدهاند، هر كدام داراي سابقه تاريخي و داستاني است كه اين رهيافت براي پاسخ به مشكلات مسبوق در آن تاريخ ابداع شده است.
بنابراين استفاده از رهيافت خاصي در زمان و مكان ديگر نيازمند بررسي و تطبيق شرايط محيطي، اجتماعي، فرهنگي و... محيط مورد برنامهريزي است، امري كه كمتر در ايران به آن توجه ميشود. پس از این مرحله بايد ديد برنامهاي كه بر اساس رهيافت مورد نظر براي شهر تدوين ميشود تا چه اندازه با تعريف، خصوصيات و معيارهاي رهيافت مورد نظر در تطابق است.
هدف از اين نوشته قياس يكي از رهيافتهاي مطرح در دنيا با فرايند تهيه سند برنامه شهر کرمان است. شايد بتوان دو هدف فرعي را از اين رهگذر دنبال كرد. اول اينكه اگر تهيهكنندگان برنامه را بر اساس رهيافت خاصي تدوین کرده اند، برنامه تدوين شده چه مقدار بر اساس رهيافت مذكور بوده است. دوم صرف نظر از نیت تهيه كنندگان برنامه، قابليتها و كاراييهاي رهيافت انتخاب شده از طرف ما در قياس با رهيافت استفاده شده برای برنامه شهر کرمان چگونه است. بدين منظور ابتدا مروري برنظريات برنامهريزي شهري خواهيم داشت و با انتخاب يكي از رهيافتهاي موجود آن را تشريح خواهيم كرد. سپس به تشريح سند برنامه شهري کرمان خواهيم پرداخت و ويژگيها و مراحل مختلف آن را توضيح خواهيم داد. در پایان نیز با قیاس رهیافت انتخابی و طرح جامع کرمان از طریق جدول قیاس، به کار خود پایان خواهیم داد.
ماخذ: مجيد نيکنايي
رهیافت مرجع قیاس
چنانچه بخواهيم به مرور نظريههاي مختلف برنامهريزي بپردازيم با دستهبنديهاي متفاوتي مواجه ميشويم. اولين گروه اين دستهبنديها، دستهبنديهاي دو گونهاي هستند كه از اين ميان ميتوان به نظريه اثباتي در برابر نظريه انتقادي، نظريه برنامهريزي در برابر نظريه در برنامهريزي و نظريه روند كاري در برابر نظريه خود بنياد اشاره كرد. دستهبندي سه سطحي شامل نظريههاي قراردادي، بنيادين و نوين، دستهبندي چهار سطحی شامل نظريههاي سنتي، دموكراتيك، برابر خواهانه و اندك افزا و دستهبندي پنج سطحي شامل نظريات عمومي تصميمگيري، وكالتي، انسان باوران جديد، انتقادي و ماركسيستي سایر دسته بندیها را تشکیل می دهند. از آنجا كه رهيافت ساده ـ جامع بيش از هر رهيافتي در كشور ما مورد استفاده قرار گرفته است، آنرا به عنوان رهيافت مرجع براي قياس در نظر گرفته ایم و در اين مختصر به بررسي روند طي شده از نظريههاي قراردادي تا رسيدن به رهيافت ساده ـ جامع خواهيم پرداخت و مروري گذرا بر نظريههاي واقع در اين طيف خواهيم داشت.
نظريههاي قراردادي بيشترين استفاده را در ميان جوامع مختلف داشتهاند و بيش از ساير نظريهها در بوته آزمون قرار گرفته اند. اين دسته نظريهها شامل دو دسته هنجارين و اثباتي ميشود. دسته اثباتي، بيشتر ناشي از چارچوب شناختي اثبات شناسي ميباشد. اين گروه نظريهها شناخت را بر اساس روشهاي علمي، معتبر ميداند. اين دسته، نظريههاي برنامهريزي را يك سري نظريههاي عقلاني دانسته و با چگونگي انجام برنامهريزي سر و كار دارند. زيرگروهي از نظريه اثباتي، نظريه يکانه برنامهريزي است كه به نقش و تأثير نهادها در برنامهريزي باور دارد. اين گروه تحليلي سياسي از شرايط موجود ارائه ميدهد و با تمركزگرايي سعي در كسب منافع براي عامه دارد. دستهاي از نظريههاي يگانه، جامع ميباشند. به اين معني كه شهر را شامل عناصري ميداند كه در طول زمان مرتب در حال تغييراند. خود اين نظريههاي جامع به دو دسته روندي و غيرروندي تقسيم ميشوند كه دسته روندي برنامهريزي را امري خطي ميداند.
رهيافت ساده ـ جامع كه زيربناي رهيافت جامع ـ عقلاني ميباشد، زيرمجموعه نظريههاي جامع غير روندي ميباشد. برنامهريزي جامع تلاشي است براي ثبت رهنمونهايي براي رشد آينده جامعه. اين نوع برنامهريزي بايد رهيافتي دربردارنده همه مقولههاي مربوط به رشد آتي شهر باشد. يك برنامه جامع سندي است به عنوان محصول نهايي تلاش براي چنين روندي. شش نياز اساسي كه برنامه بايد آنها را ارضاء كند به شرح زير هستند:
1ـ جامع باشد. 2ـ بلندمدت باشد. 3ـ كلي باشد. 4ـ بر توسعه فيزيكي تمركز داشته باشد. 5ـ برنامه بايد پيـــــشنهادات طرحهاي فيزيكي را به اهداف كلان اجتماع و سياســـتهاي اقتصادي ـ اجتماعي پيوند دهد. 6ـ برنامه بايد در درجه اول يك ابزار سياسي باشد، و تنها در درجه دوم ابزار فني باشد.
عناصر يك برنامه جامع از اجتماعي به اجتماعي ديگر تغيير مييابد. در اكثر موارد برنامه شامل مطالعه شرايط موجود و بحث در مورد روندهاي آينده، اهداف كلان و خرد می باشد. الگوهاي كاربرد زمين، شرايط مسكن، جمعيت، مسيرهاي جادهاي و ساير زيرساختها معمولاً عناصر اصلي هستند كه مطالبه ميشوند. در بعضي موارد نیز به مرور تسهيلات آموزشي در كنار تسهيلات دولتي و تفريحي پرداخته ميشود. تسهيلات خدمات اجتماعي نيز ميتوانند بحث شوند. برنامههاي جامع با مقولههاي مرتبط با كاربرد زمين كه در ارتباط با هر يك از اين موضوعات هستند، سر و كار دارد.
برنامه جامع دورنمايي از آنچه اجتماع درآينده بايد باشد، تعريف شده است. روند توسعه چنين برنامهاي بايد يك تلاش گسترده اجتماعي باشد. تمامي گروههاي داراي منافع بايد به ایفای نقش در مشخص كردن آنچه اين دورنما بايد باشد، بپردازند. اهداف خرد و كلان بايد همزمان با چارچوب زماني براي اجرا توسعه يابند. محتواي يك برنامه جامع غالباً از المانهاي زيرتشكيل يافته است:
كاربرد زمين، هم در حال و هم در آينده، جمعيت شناسي، حال و پيشبيني شده، مسكن، زيرساختها، آموزش و پرورش، تفريحات و معابر اولين فاز از اين روند شامل جمعآوري تمامي اطلاعات لازم در مورد اين موضوعات است. روند مشاركت شهروندان نيز باید توسعه يابد. بعد از تجزيه و تحليل دادههاي موجود و وارد كردن وروديهاي شهروندان در ملاحظات، اهداف خرد و كلان ميتوانند توسعه يابند.
اين رهيافت كه اولين بار در سال 1345 تحت عنوان برنامه جامع شهر تهران در كشور ما مورد استفاده قرار گرفت، بيشتر راه حلهاي كالبدي براي مشكلات شهري ارائه ميدهد و از توجه به زمينه اجتماعي و تأثيرات تصمیمات افراد به دور است. همچنين اين برنامهريزي از فنون پيشرفته بهرهاي نميبرد. مشكل ديگري كه اين نوع از برنامهريزي با آن مواجه ميشود. طولاني شدن زمان تدوين، تصويب و اجراي برنامه است كه از به روز بودن آن ميكاهد.
ماخذ: مجيد نيکنايي


