زمینه گرایی یا Contextual
- توضیحات
- زیر مجموعه: موضوعات
- دسته: برنامه ریزی شهری
- نوشته شده توسط a.moarrefi
- بازدید: 6615
واژه زمینه به معنای متن و بافت در فرهنگنامه های فارسی و انگلیسی یافت می شود ولی" زمینه گرایی" به معنای توجه و احترام به زمینه از جهات مختلف کالبدی ، اجتماعی ، فرهنگی مورد توجه است که در...
با توجه به اینکه این واژه ترکیبی و تخصصی است در فرهنگ لغات فارسی به انگلیسی معادلی برای آن یافت نشد.
زمینه گرایی Contextual
1ـ تعاریف ادبی واژه
1ـ1ـ فرهنگ لغات فارسي
این واژه از جمله واژگان تخصصی طراحی شهری است و در واژه نامه های غیر تخصصی معادلی برای آن یافت نشده است .
1ـ2ـ فرهنگ لغات فارسی به انگلیسی
با توجه به اینکه این واژه ترکیبی و تخصصی است در فرهنگ لغات فارسی به انگلیسی معادلی برای آن یافت نشد.
1-3- استنتاج اولیه
واژه زمینه به معنای متن و بافت در فرهنگنامه های فارسی و انگلیسی یافت می شود ولی" زمینه گرایی" به معنای توجه و احترام به زمینه از جهات مختلف کالبدی ، اجتماعی ، فرهنگی مورد توجه است که در اکثر فرهنگنامه ها یافت نمی شود.در واژه نامه آریانپور معادلی که برای این واژه عنوان شده است،"Contextual" است که در متون تخصصی نیز از همین واژه استفاده می شود.
1ـ4ـ فرهنگ لغات انگلیسی
Contextual: relating to a particular context(Longman ,2003:337)
در ارتباط با زمینه خاص
2ـ فهم واژه
زمینه از واژه لاتین « Contexere» به معنای بافتن میآید، در پشت معنای عامش که ساکن است، ریشهای فعال نهفته است. زمینه، الگوی رویدادها، مواد، فرمها و فضاها را بهم میبافند (اسپرین، 1384: 191).
زمینه مکانی است که فرایندها در آن روی میدهند، شرایطی با ارتباطات پویاست و نه مجموعهای از ویژگیهایی ساکن نه تنها فرهنگ، که افراد مهم در ایجاد زمینه و معنا نقش دارند(اسپرین، 1384: 191).
Context شرایط، زمینه و بستر (طرح) موقعیت و وضعیت ک سایت یا ناحیه که شامل عواملی مانند ترافیک، فعالیت ها، کاربری زمین و نیز منظر طبیعی و فرم مصنوع محیط می شود (کو آن، 1385: 90).
زمینه در جداره به مجموعهای از جنبههای عمومی معماری، رنگ و تکرار اجزاء و عناصر کالبدی اطلاق میگردد که در کل جداره خیابان حضور دارند و عامل وحدت و هویت بخشی به آن محسوب میگردند (ذکاوت، 1371: 70).
در تعریفی دیگر زمینهگرایی امکان توسعه یک ساختمان در آینده و تمایل به ایجاد ارتباط میان ساختمان و محیط پیرامون آن و ارتباط بین فرم، شکل و مفاهیمی است که در طی زمان یک شکل به خود گرفته است (برولین، 1383: 15).
آگاهی بیشتر نسبت به زمینه یکی از وظایف کاملاً فراموش شده معماران، شهرسازان و سازندگان امروز است. این اعتقاد حاصل نظریه پردازی درباره مفهوم معماری یا وظایف فلسفی و سیاسی مهم معمار نیست، بلکه نتیجه نگاه به اطراف و درک موضوع تداوم بصری است که عامل موفقیت مکانهایی شده است که به نظر زیبا میآیند (برولین، 1383: 18).
طراحی ساختمانی سازگار با زمینه آن در هر دورهای نیازمند خلاقیت، استادی و استفاده خردمندانه از مهارت طرح بوده است. این امر هرگز بر تقلید صرف متکی نبوده است (برولین، 1383: 19).
هر یک از سبکهایی که امروزه آنها را به عنوان یک سبک تاریخی میشناسیم، در زمان خود جدید و به عبارتی نوظهور بودهاند. برخلاف روش معمول امروز، این سبکهای ابداعی نوظهور، اغلب با دقت بسیار با زمینه معماری قدیمیتر ارتباط برقرار میکردند.طراحان زبردست، خود برآن بودند تا با ایجاد ارتباط بصری سازگار میان ساختمانهای جدید و ساختمانهای قدیمیتر، اختلاف میان سبکها را به حداقل برسانند. حاصل این روش کار، سیمایی منسجم برای خیابان بود که به لحاظ بصری بسیار غنی است. این انسجام و غنای بصری حاصل تقلید کلیشهوار نیست، بلکه مدیون توجه، دقت و ظرافت کار نسلهایی است که حیات یک خیابان را با الحاقات متنوع ولی سازگار خود تضمین کردهاند (برولین، 1383: 19).
تناسب یا عدم تناسب یک ساختمان با عملکرد آن، به ندرت با موضوع سبک ساختمان ارتباط دارد. با این همه عملکرد همچنان به عنوان بهانهای برای ایجاد تضاد میان ساختمان با زمینه موجود آن مطرح میشود. اگرچه دلائل واقعی خلق چنین تضادهایی معمولاً تعصبات زیبایی شناسی یا مکتبی هستند (برولین، 1383: 68).
در واقع دیدگاه معماری زمینهگرا آن است که اصول زیبایی خاصی که توسط این گروهها مطرح میشود باید تابع هدف بزرگتر و عالیتر، یعنی خلق سیمای شهر مطلوب باشد. به طوری که بدون توجه به اصول خاص زیبایی شناختی جدید، معماری مدرن به شکلی سازگار با معماری قدیم تلفیق شده باشد (برولین، 1383: 16).
زمینهگرایی دیدگاهی است که به ویژگیهای خاص یک مکان و به کارگیری آنها در طراحی معاصر، توجه دارد. از این رو، در عین حال که به گونهای ضمنی به تمایز مکانی نظر دارد، به صراحت، تداوم ارزشهای کالبدی مکان یا زمینه موجود را خواستار است. با این حال، ایجاد ارزشهای جدید (تحول) را نفی نمیکند، از سوی دیگر، از آنجا که به ارتباط میان شکل –زمینه یا توده- فضا نظر داشته و کل حاصل از این را ارزشمند میداند، به طور ضمنی به اصل وحدت/ کثرت نیز اشاره دارد. رویکرد اصلی زمینهگرایی، درک ارزشهای زمینه و تداوم آنها در آینده است. طبق تعریف:
زمینهگرایی سازگاری با زمینه کالبدی، تاریخی و اجتماعی- فرهنگی است که بر طبق آن ایدهها و اشکال گذشته در شکلدادن به کالبد شهرهای معاصر حضور دارند. شهرساز زمینهگرا باید قادر باشد ویژگیهای یک مکان را دریابد و آن را بخشی از فرآیند طراحی خود قرار دهد(تولایی،43:1380-34).
هریک از سه زمینه فوق، ویژگیهای خاصی دارند که باید به نوعی در طراحی مد نظر قرار گرفته و تأثیرگذار باشند.
زمینه کالبدی:
در زمینهگرایی، اجزای شکل شهر به تنهایی ارزیابی و مطالعه نمیشوند، بلکه در زمینه وسیعتر محیطی قرار میگیرند. یک اثر معماری با نظام بزرگتر شهری مرتبط است و در سلسله مراتبی از مجموعهها قرار دارد. بنابراین، زمینهگرایی پیوند میان معماری و شهرسازی در زمینهای معین است. به عبارت دیگر، زمینه جایی است که معماری و شهرسازی را به هم مربوط میسازد. گرایش شهر سازان به ساخت و ساز در مجموعه موجود به معنی درهم بافتن نو و کهنه به نحوی است که بتواند یک کل زنده و مطلوب ایجاد کند (تولایی،43:1380-34).
زمینه تاریخی:
توجه به زمینه کالبدی، مستلزم دارا بودن دیدگاهی تاریخ گرایانه به شکل شهر و توجه به اهمیت گذشته در شکل دادن به حال و آینده است. تاریخگرایان بر این عقیدهاند که گذشته برای شهرسازی کنونی درسهایی عینی دارد. اگر جامعهای خود را از گذشته جدا کند تلاش انسان گذشته را بیهوده انگاشته است. انسان، در یک کلمه، طبیعتی ندارد، آنچه دارد تاریخ است. تنها فرق میان تاریخ انسان و تاریخ طبیعی آن است که تاریخ انسان هرگز نمیتواند از ابتدا آغاز شود. چندین هزار سال است که حیوانات روز خود را همانند گذشته آغار میکنند، اما در مورد انسان، قطع استمرار تاریخی تحقیر حیات گذشته اوست .
بسیاری از معماران معاصر، علاقمند به حفظ ارزشهای موجود در بخشهای تاریخی شهر و کاربرد آنها در طرحهای جدید خود بودهاند. اعتقاد به تداوم در این گفته «راب کریر» بارز است:«تاریخ اجازه انقطاع نمیدهد، بنابراین هرآنچه در شهر انجام میشود باید به لحاظ شکلی، پاسخی به شرایط فضایی از قبل موجود باشد» (تولایی،43:1380-34).
زمینه اجتماعی- فرهنگی:
زمینه اجتماعی- فرهنگی را میتوان مولد ارزشهای شکلدهنده سکونتگاه انسانی دانست. زمینهگرایان اجتماعی- فرهنگی معتقدند که فرهنگ مجموعه قواعدی را میآفریند که شکل ساخته شده بازتابی از آن است. مردم به کمک فرهنگ یعنی مجموعه ارزشها، باورها، جهانبینی و نظامهای نمادی مشترک به محیط خود معنی میدهند و فضای خالی را به مکان تبدیل میکنند (تولایی،43:1380-34).
بحث فوق نشان میدهد که در این رویکرد آنچه با زمینه موجود ناهماهنگ و نامتجانس است، قابل پذیرش نیست. به عبارت دیگر، افزودن یا ترکیب «غیر» در زمینه «خودی» مستلزم ایجاد تطابق و هماهنگی میان آن دو است. اجزاء جدید فقط هنگامی قادر به نفوذ به زمینه موجود خواهند بود که امکان برقراری ارتباط و پیوند با آن را داشته باشند و در صورتی که به عنوان وصلههای ناهماهنگ ظاهر شوند، توسط زمینه رد خواهند شد. به عبارت دیگر در صورتی که یک عنصر بیگانه –در شکل اولیه و یا با ایجاد تغییر- توانایی تطبیق با زمینه خودی را دارا باشد، امکان همنشینی و ترکیب با آن را خواهد داشت. لذا میتوان چنین نتیجه گرفت که «خودی» همان زمینه کالبدی، تاریخی و فرهنگی از قبل موجود است و «غیر» شامل اجزایی است که زمینه موجود آنها را نپذیرفته و رد میکند (میرمقتدایی، 36:1383).
«معماری زمینهگرا» خواستار حفظ وضع موجود نبوده و مشوق حفظ و مومیایی کردن شهرهای قدیمی نیز نمیباشد. هرچند ممکن است در مواردی این امر مطلوب باشد (برولین، 1383: 18).
3ـ جمع بندی
معماری و طراحی شهری زمینه گرا نه تاکید بر تقلید دارد و نه مانع نو آوری و خلاقیت است .پیام آن ضرورت توجه به محیط کالبدی پیرامون اثر است و نشان می دهد که این توجه می تواند هم بر خود اثر معماری وهم برای زمینه عاملی مثبت و تقویت کننده باشد.در واقع معماری و طراحی شهری زمینه گرا تلاشی برای نشان دادن توان ایجاد محیط مطلوب بصری در مقیاسی کلان تر از معماری. در این میان طراح هنرمند با آفرینش اثری جدید در فضای شهری موجود ، می تواند نقش تعیین کننده ای در توجه به زمینه ایفا کند . همین امر ، بار مسئولیت او را در قبال محیط شهری پیرامون افزایش می دهد . این مضمونی است که «ادموند بیکن» در کتاب طراحی شهر ها تحت عنوان اصل دوم شخص بر آن تاکید دارد ، اصلی که در معماری رنسانس رعایت شده و موفقیت فضاها و نماهای شهری این دوره را تضمین کرده است.

