رقابت پذیری در شهرها و تعاریف متعدد از رقابت پذیری
- توضیحات
- زیر مجموعه: موضوعات
- دسته: برنامه ریزی شهری
- نوشته شده توسط a.moarrefi
- بازدید: 2026
دیدگاهها و تئوریهای زیادی در مورد رقابتپذیری وجود دارد و بر همین پایه همراه با تحولات محیطی و گذر زمانی، تغییرات چشمگیری نیز در معیارهای رقابتپذیری به وجود آمده است. در این قسمت مطالب مرتبط با رقابت پذیری را می خوانید
تعاریف متعدد از رقابت پذیری
دیدگاهها و تئوریهای زیادی در مورد رقابتپذیری وجود دارد و بر همین پایه همراه با تحولات محیطی و گذر زمانی، تغییرات چشمگیری نیز در معیارهای رقابتپذیری به وجود آمده است. از نظر سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، رقابتپذیری عبارت است از توانایی یک کشور در تولید کالاها و خدمات برای ارایه در بازارهای بین المللی و به طور همزمان حفظ و یا ارتقای سطح درآمد شهروندان در بلند مدت. از دیدگاه آنکتاد (UNCTAD) مفهوم رقابت پذیری، توانایی کشورها در فروش محصولاتشان در بازارهای جهانی است و به عقیده موسسه بینالمللی توسعه مدیریت (IMD)، رقابتپذیری ملی نشان می دهد که چگونه ملتها از تواناییهای خود برای رسیدن به رفاه اقتصادی استفاده میکنند.
مجتمع اقتصاد جهانی (WEF) سطح رقابتپذیری کشورها را منعکس کننده توان آنها در تامین و افزایش رفاه برای اتباع خود میداند. گزارش رقابتپذیری مجمع جهانی اقتصاد از سال 1979 به این سو به بررسی عوامل متعدد موثر بر توان کشورها در نیل به رشد اقتصادی پایدار و رفاه بلند مدت پرداخته است. طی این سالها، هدف این مجمع ارائه معیارهایی به مدیران بنگاههای اقتصادی و سیاست گذاران برای شناسایی موانع افزایش رقابتپذیری و تشویق سیاستمداران برای اتخاذ استراتژیهای لازم برای رفع این موانع بوده است. در چند سال اخیر مجمع جهانی اقتصاد شاخصی را تحت عنوان "شاخص رقابتپذیری جهانی"[1] طراحی کرده است که در واقع معیار بسیار جامعی برای اندازه گیری رقابتپذیری کشورها بوده و عوامل اصلی تعیین کننده رقابت در سطح اقتصاد خرد و اقتصاد کلان را مورد توجه قرار میدهد. از نظر مجمع جهانی اقتصاد قدرت رقابتپذیری عبارت است از مجموعهای از نهادها، سیاستها و عواملی که سطح بهرهوری را تعیین میکنند. سطح بهرهوری نیز به نوبه خود تعیین کننده سطح رفاه پایداری است که نظام اقتصادی یک کشور میتواند به آن دست یابد. به دیگر سخن، اقتصادهای رقابت پذیرتر میتوانند از درآمدهای بالاتری نیز برخوردار شوند.
رقابت پذیری و رفاه اقتصادی
علیرغم توافق عمومی بر اهمیت رقابت پذیر بودن اقتصاد ملی، در بسیاری از موارد شناخت صحیح و دقیقی از مفهوم رقابتپذیری وجود ندارد. برای درک رقابتپذیری در ابتدا لازم است عواملی که شکوفایی و رفاه اقتصادی یک کشور را رقم میزنند، شناخته شوند. زیرا اصلی ترین هدف اقتصادی همه جوامع، اندازه اقتصاد، میزان ذخایر ارزی یا تراز تجاری نیست، بلکه ارتقای پایدار سطح زندگی شهروندان میباشد.(1)
" بهرهوری هم به میزان کارایی در تولید بستگی دارد و هم به ارزش کالاها و خدماتی که تولید میشود. ارزش کالاها و خدمات بر اساس حداکثر قیمتی که در بازار آزاد میتوان تعیین کرد مشخص میشود. "
استاندارد زندگی مردم یک کشور بر اساس بهرهوری اقتصاد آن کشور مشخص میشود. اندازهگیری بهرهوری اقتصاد از طریق محاسبه مجموع ارزش کالاها و خدمات تولید شده به ازای هر واحد از نیروی انسانی، سرمایه و منابع طبیعی انجام میشود. بهرهوری کشورها را قادر میسازد تا دستمزدهای بالا، بازگشت سرمایه مناسب و پول ملی قدرتمند داشته باشند و بدینوسیله سطح بالایی از رفاه را برای شهروندان خود فراهم کنند. بهرهوری هم به میزان کارایی در تولید بستگی دارد و هم به ارزش کالاها و خدماتی که تولید میشود. ارزش کالاها و خدمات بر اساس حداکثر قیمتی که در بازار آزاد میتوان تعیین کرد مشخص میشود.(1)
رفاه اقتصادی میتواند خدادادی و یا خلق شده باشد. ثروت خدادادی از منابع طبیعی مانند مواد معدنی، نفت و زمین کشاورزی حاصلخیز و همچنین موقعیت جغرافیایی مناسب حاصل میشود. ثروت خدادادی تاثیر مستقیم و مثبتی بر رفاه اقتصادی کشورها دارد. اما تجربه بسیاری از کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان نشان میدهد که وجود ثروت خدادادی میتواند شرایط را برای "خلق ثروت" نامساعد کند.(1)
رفاه اقتصادی خدادادی و رفاه اقتصادی خلق شده
همانگونه که گفته شد، رفاه اقتصادی بر دو نوع خدادادی و خلق شده است و تجربه نشان داده که بهرهمندی از منابع طبیعی خلق ثروت را دشوارتر میسازد.
تولید یا خلق ثروت به توان کشورها در تولید کالاها و خدمات به شکل مولد و از طریق عرضه سودآور آنها در بازارهای داخلی و بین المللی اشاره دارد. خلق ثروت تنها از طریق فعالیتهای اقتصادی بنگاهها امکان پذیر است. خلق ثروت میتواند بر پایه منابع خدادادی باشد و بر ارزش این منابع بیافزاید. ثروت خلق شده تنها به میزان خلاقیت و پویایی بنگاههایی که در کشور فعالیت میکنند محدود میشود. دولتها با آنکه خود نمیتوانند (با بهرهوری مناسب) ثروت تولید کنند، اما میتوانند در ایجاد شرایط مطلوب جهت تولید ثروت نقش عمدهای ایفا کرده و یا برای آن مانع ایجاد کنند.
" دولتها با آنکه خود نمیتوانند (با بهرهوری مناسب) ثروت تولید کنند، اما میتوانند در ایجاد شرایط مطلوب جهت تولید ثروت نقش عمدهای ایفا کرده و یا برای آن مانع ایجاد کنند. "
بسیاری از کشورهای برخوردار از منابع طبیعی مانند ایران، در عرصه دستیابی به شکوفایی اقتصادی از کشورهای دارای منابع طبیعی بمراتب کمتر، بسیار ناموفقتر بوده اند. این امر بدان علت است که وجود منابع طبیعی، توسعه بخشهایی از اقتصاد را که بر پایه منابع خدادادی استوار نیستند دشوار میسازد. اثرات چنین پدیدهای از "بیماری هلندی"[2] و افزایش قیمتهای داخلی نیز فراتر میرود. زیرا فراوانی منابع طبیعی به شکلگیری ساختارهایی حاکمیتی و انگیزشی میانجامد که مانع رقابتپذیری میشوند. همچنین فراوانی منابع طبیعی دولتها را به استفاده از سیاستهای ناکارآمد مانند یارانهها و توسعه اشتغال غیرمولد سوق میدهد. اثر دیگر وجود منابع طبیعی آن است که به جای اینکه بخش خصوصی در رأس سیاست گذاریهای اقتصادی قرار گیرد، ثروت حاصل از منابع طبیعی، دولت و نقش آن در توزیع ثروت را در مرکز تصمیمات اقتصادی قرار میدهد و این امر به بدتر شدن شرایط برای خلق ثروت میانجامد. (1)
تعریف رقابت پذیری
بنابر آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که رفاه اقتصادی بر اثر دو عامل مواهب خدادادی و بهرهوری تعیین میگردد. اما آنچه که میزان کارآمدی اقتصادی یک کشور را نشان میدهد تنها عامل بهرهوری است، زیرا مواهب خدادادی خارج از اراده افراد یک کشور بوده و بر اثر تصمیمات آنها در زمان حال شکل نمیگیرند.
بنابراین در تعریف رقابتپذیری بیش از آنکه به فراوانی منابع توجه شود، بهرهوری کشورها را باید در نظر گرفت. در نتیجه عامل "مواهب خدادادی" در تشریح رقابتپذیری متغیر کنترلی به شمار میرود و خود، مقیاس رقابتپذیری یا متغیر سیاست گذاری محسوب نمیشود. حذف اثر مواهب خدادادی کمک میکند تا رفاه اقتصادی و بهرهوری از یکدیگر بازشناخته شوند. به عبارت دیگر، مفهوم رقابتپذیری به قابلیت تولید ثروت از فعالیتهای اقتصادی مولد اشاره دارد که بر ارزش نیروی کار و داراییهای طبیعی موجود میافزایند.
" بر طبق تعریف مجمع جهانی اقتصاد، رقابتپذیری مجموعهای از نهادها، سیاستها و عواملی است که سطح بهرهوری یک کشور را تعیین میکنند. "
بر طبق تعریف مجمع جهانی اقتصاد نیز، رقابتپذیری مجموعهای از نهادها، سیاستها و عواملی است که سطح بهرهوری یک کشور را تعیین میکنند. سطح بهرهوری به نوبه خود سطح رفاه اقتصادی مردم در اقتصاد کشور را تعیین میکند. به عبارت دیگر میتوان گفت اقتصادهایی که رقابتپذیرتر هستند، سطح بالاتری از درآمد را برای شهروندان خود ایجاد میکنند.(2)
شاخصهای میانی رقابت پذیری
|
شکل 2 - تعریف رقابتپذیری |
|
رفاه اقتصادی |
|
بهرهوری |
|
مواهب |
|
رقابتپذیری |
|
بهرهوری
|
|
محیط رقابتی
|
|
نوآوری داخلی |
|
جریان خروجی سرمایه گذاری مستقیم خارجی |
|
جریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی |
|
شکل 3 - شاخصهای میانی رقابتپذیری |
" هر یک از شاخصهای میانی خود وابسته به رقابتپذیری بنیادین هر اقتصاد هستند "
رقابت پذیری عوامل تعیین کنندهی متعدد و پیچیدهای دارد. طی چند صد سال گذشته، اقتصاددانان همواره سعی داشتهاند عوامل تعیین کننده ثروت و بهرهوری کشورها را شناسایی کنند. این تلاشها از نظرات آدام اسمیت در مورد تخصصی شدن و تقسیم نیروی کار گرفته تا تاکید اقتصاددانان نئوکلاسیک بر سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی و زیرساختها و اخیرا توجه به سازوکارهای دیگری چون آموزش، پیشرفت تکنولوژیک (بومی یا وارداتی)، ثبات در اقتصاد کلان، حکمرانی شایسته، حاکمیت قانون، شفافیت و عملکرد مطلوب نهادها، پیشرفته بودن بنگاه ها، شرایط تقاضا، اندازه بازار و موارد بسیار دیگری را شامل میگردد.(2)
برخی از عوامل مانند کیفیت نهادهای دولتی شرایطی عمومی هستند که زمینه افزایش بهرهوری را به طور غیرمستقیم در اقتصاد ایجاد میکنند. اما برخی عوامل دیگر مانند سطح مهارت نیروی کار به طور مستقیم در بهرهوری نقش دارند. فرآیند سیاستگذاری نیز در این دو گروه با هم متفاوت است: عواملی که در رقابتپذیری تأثیر غیرمستقیم دارند، عمدتا در اختیار دولتها هستند و عواملی که به طور مستقیم بر میزان بهرهوری اثر میگذارند، معمولا در اثر تعامل دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها و سایر نهادها ایجاد میشوند.(2)
" عواملی که در رقابتپذیری تأثیر غیرمستقیم دارند، عمدتا در اختیار دولتها هستند و عواملی که به طور مستقیم اثر میگذارند، معمولا در اثر تعامل دولت و سایر نهادها ایجاد میگردند "
تحقیقات نشان داده است که در درون هر یک از ارکان مختلف رقابتپذیری مانند زیرساختهای فیزیکی یا پیشرفته بودن بازارهای مالی، بین عوامل تشکیل دهنده آن رکن همبستگی دیده میشود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که ارتقاء رقابتپذیری کشورها با بهبود همزمان عوامل مرتبط به هم در اقتصاد ایجاد میشود و تنها با رفع نقاط ضعف به صورت مجزا رخ نمیدهد.(2)
|
شکل 4- عوامل تاثیرگذار بر رقابتپذیری |
همانطور که گفته شد، رقابتپذیری تعیین میکند که مواهب خدادادی کشورها با چه سطحی از بهرهوری برای تولید کالاها و خدمات استفاده میشوند. به طور کلی رقابتپذیری تحت تأثیر دو گروه از فاکتورهای اقتصاد خرد و کلان قرار دارد که در ادامه به توضیح هر یک از آنها خواهیم پرداخت.(2)
رقابت پذیری اقتصاد کلان
فاکتورهای اقتصاد کلان بر بهرهوری بنگاههای اقتصادی به طور غیر مستقیم اثر میگذارند. وجود شرایط مناسب در اقتصاد کلان برای افزایش بهرهوری لازم است، هرچند کافی نیست. در یک تقسیم بندی میتوان رقابتپذیری اقتصاد کلان را به دو حوزه تفکیک کرد: سیاستهای اقتصاد کلان ((MP و زیر ساختهای اجتماعی و نهادهای سیاسی (SIPI). توجه به سیاست گذاریهای اقتصاد کلان سابقه طولانی دارد، اما ادبیات سالهای اخیر بیشتر بر نهادها متمرکز گشته است. نهادها با توجه به تأثیری که بر سیاستهای اجتماعی و اقتصادی میگذارند، نقش مهمی در ایجاد بهرهوری ایفا میکنند.(2)
1- Global Competitiveness Index(GCI)
[2] بیماری هلندی پدیده ای است که عموما در کشورهای صادرکننده منابع طبیعی ممکن است رخ دهد. در حالی که این بیماری در عمل بیشتر مربوط به اکتشاف منابع طبیعی میشود، اما میتواند به «هر فعالیتی که نتیجهاش ورود بیرویهی ارز خارجی شود» مربوط گردد؛ مانند نوسان شدید در قیمت منابع طبیعی، کمک اقتصادی خارجی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی. با ورود ارز خارجی به کشور، ارزش پول خارجی کاهش یافته و ارزش پول ملی افزایش می یابد. هنگامی که پول یک کشور با افزایش قابل توجه ارزش روبرو شود، صادرات این کشور به پول کشورهای دیگر گرانتر شده، ولی واردات به آن کشور به نسبت ارزانتر میشود. در نتیجه، بخشی از صنعت کشور در اثر رقابت خارجی از بین می رود. بطور کلی، این وضعیت را بیماری هلندی مینامند

