ویژگی های اقلیمی استان گیلان
- توضیحات
- زیر مجموعه: موضوعات
- دسته: اقلیم شناسی
- نوشته شده توسط a.moarrefi
- بازدید: 19000
اقلیمبه شرایطآب و هوایی یک منطقه جغرافیایی نظیردما،رطوبت،فشار اتمسفر،باد،بارش و سایر مشخصههایهواشناسی در مدت زمانی نسبتاً طولانی نسبت داده میشود.
اقلیم چیست؟
اقلیمبه شرایطآب و هوایی یک منطقه جغرافیایی نظیردما،رطوبت،فشار اتمسفر،باد،بارش و سایر مشخصههایهواشناسی در مدت زمانی نسبتاً طولانی نسبت داده میشود.
یکی ازاساسی ترین عوامل درساختارسیاره زمین اقلیم است که بدون شک طبیعت،انسان وکلیه مظاهرحیات درسطح گسترده ای متاثرازشرایط اقلیمی می باشند،براین اساس اقلیم هرسرزمین عامل بسیارمهم درتقسیم جغرافیای زیستی به شمارمی رودوبه همین دلیل انسان اولیه به حکم ضرورت درپی دستیابی به آب وغذاهرجا اقلیم مناسبی یافته،اقامت گزیده واجتماعات اولیه خودر پایه ربزی نموده است.
ریشه کلمه آب وهواکه درزبان عربی اقلیم گفته می شودکلمه یونانی کلیما((Climaاست که تقریبا"درتمام زبانها ازهمین ریشه اقتباس شده است.دوقرن بعدازمیلادمسیح،بطلمیوس ازروی مدت طولانی ترین روزسال هرناحیه کره زمین آب وهوارا طبقه بندی کردونام اقلیم رابه نواحی مجاورهم اطلاق کردکه توسط مدارات ازیکدیگرجداشده اند،پهنای هراقلیم به قسمی بودکه اختلاف مدت طولانی ترین روزسال دومدارفوقانی وتحتانی آن نیم ساعت می شد. براین اساس دردنیای شناخته شده قدیم هفت اقلیم تشخیص داده شدکه به اسامی شهرهای مهم آن زمان اقلیم مروه،اسکندریه،روم،رودس و...نامیده می شدند.
طول مدت روزبه زاویه میل خورشید (Inclination)بستگی داردولغت شناسان کلمه Climateراازاین لغت مشتق می دانند.تقسیمات اقلیمی مزبوربه همان صورت همراه باحکمت قدیم یونان دردنیای قدیم بسط یافت وبه نظر میرسدکه اصطلاح (هفت شهر)و(هفت اقلیم)که درادیبات وحکمت ایران قدیم آمده است ازطبقه بندی بطلمیوس اقتباس شده است.
درلغت نامه دهخدااقلیم به عنوان معنی خمیدگی وانحناوانحراف واصطلاحا"به معنی تمایل وانحراف ناحیه ای اززمین نسبت به آفتاب توضیح داده شده است ،درفرهنگ عمیدنیزاقلیم کلمه ایست یونانی ومملکت ،کشور،ناحیه وقطعه ای است ازعالم که ازلحاظ آب وهواوسایراوضاع واحوال طبیعی ازمنطقه وقطعه دیگرجداشده باشد،پیشینیان کلیه خشکی های عالم رابه هفت قسمت تقسیم کرده وهرقسمت رااقلیم نامیده اند.
درحقیقت اقلیم حالت متوسط کمیت های مشخص کننده وضع هواصرف نظرازلحظه وقوع آنهاست وبه عبارت دیگراقلیم تابع مکان است ولی به زمان بستگی ندارد. برطبق فرهنگ هواشناسی بین المللی هرگاه ازاقلیم یک ناحیه سخن گفته می شودمنظورمجموعه شرایط جوی درمنطقه است که تغییرشرایطجوی مشخصه هرناحیه همراه با تغییرات زمانی اقلیم آن ناحیه راتشکیل می دهد.
اقلیم شناسی (Climatology) چیست؟
اقلیم شناسی علمی است که آب و هوا و خصوصیات دیگر جو را مورد مطالعه قرارمی دهد و هدف اقلیم شناسی کشف و تبیین رفتار طبیعی اتمسفر و بهره برداری آن درجهت منافع انسان وشناسایی استعدادها و توانهای اقلیم های مختلف برای زندگی انسان است.
اقلیمفاکتور بسیار مهمی از محیط زیست طبیعی بشر می باشد. در واقع می توان گفتاقلیم شناسی علمی است در جهت بیان و شرح طبیعت اقلیم و بیان این موضوع کهچگونه طبیعت هر منطقه ای با منطقه دیگر متفاوت است و این تفاوت ها می تواندچه تاثیری بر روی جنبه های مختلف زندگی انسان داشته باشد
اقلیم شناسی (Climatology) عبارت است از مطالعه علمی اقلیم، یعنی توصیف و نمایش اقالیم، تجزیه و تحلیل عوامل، تفاوت بین اقالیم و کاربرد اطلاعات اقلیمی در حل مسائل جامعه و به عبارت دیگر هدف اقلیم شناسی عبارت است از کشف و تبیین رفتار طبیعی اتمسفر و بهره برداری از آن در جهت منافع انسان. علم اقلیم شناسی از زمانهای بسیار دور برای انسان شناخته شده بوده و مردم آن را وضعیت درازمدت حالات اتمسفر میدانستند و آن را با بیان روزهای بارانی، هوای خشک و پر از گرد و غبار، بادهای شمالی یا جنوبی و غیره توصیف میکردند.
تقریبا تمام فعالیتهای بشری برای تداوم چرخه زندگی بطور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر هوا و اقلیم است. غذایی که می خورید، آبی که می نوشید و یا در امور گوناگون مورد استفاده قرار می دهید، لباسی که برای مقابله با نوع خاصی از شرایط جوی بر تن می کنید، خانه و مسکنی که در آن سکونت دارید، کارهایی که روزانه در تلاش معاش انجام میدهید، و یا حتی تمام نیرویی که به مدد آنها ادامه حیات میدهید و بطور کلی تندرستی و عدم آن، همه و همه تحت سلطه و اقتدار آب و هوای قلمرو زیست شماست.
روش اصلی مطالعه در اقلیم شناسی، جمع نگری یا کلی نگری است یعنی برای مطالعه هر بخش از کره زمین محقق اقلیم شناس تمام ویژگیهای آن مکان را در ارتباط با یکدیگر و به صورت مجموعه مرتبط بررسی میکند. در مطالعه اقلیمی دادههای لازم در خصوص عناصر اقلیمی مانند دما، بارش و سایر عوامل اقلیمی جمع آوری شده و پردازش گردیده و در جهت شناسایی استعدادها و توانهای اقلیمهای روی زمین و عملکرد این اقالیم در چرخه حیات برای زندگی انسان بکار میرود.
اقلیم شناسی در محدوده مطالعه به قسمتهای زیر تقسیم میگردد:
- بزرگ اقلیم شناسی (macro climatology) : به بررسی اقلیم در سطح کره زمین میپردازد.
- متوسط اقلیم شناسی (mezo climatology) : به بررسی اقلیم در سطح یک محدوده در حد ناحیه یا یک شهر میپردازد.
- ریز اقلیم شناسی (micro climatology) : به بررسی اقلیم در سطح یک مزرعه یا یک ساختمان میپردازد.
البته مطالعات اقلیمی در هر یک از بخشهای بالا دارای خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فرد خود میباشد و دارای کاربردهای متفاوت میباشد. برخی از کاربردهای اقلیم شناسی را نیز بطور خلاصه به شرح زیر میتوان عنوان کرد:
- صنایع : تعیین موقعیت مکانی صنایع در منطقه، تعیین نوع صنایع سازگار با شرایط اقلیمی، تعیین تاثیر شرایط اقلیمی در محیط کار و ...
- برنامه ریزی توریست : قطعا یکی از جنبههای اساسی در این بخش شرایط آب و هوایی میباشد که نقش اصلی در تدوین برنامههای این بخش دارد.
- برنامه ریزی امور رفاهی : شناخت اقلیم یک منطقه، استعدادهای تفریحی و استراحتگاهی آن را شکوفا میکند و در اموری چون برنامه ریزی مسابقات و سرگرمیهای ورزشی نقش اساسی دارد.
- حمل و نقل : این بخش در تمام قسمتهای خود تاثیر پذیری بسیاری از اقلیم دارد.
- تولید انرژی : شناخت پتانسیلهای انرژیها مانند انرژی باد و خورشید و...، بکارگیری در طراحی سدهای آبی و...
- امور نظامی : شناخت اقلیم منطقه از جمله کلیدهای اصلی موفقیت برنامههای نظامی میباشد.
- آمایش سرزمین : در تمام برنامه ریزیها و جهت گیریهای توسعه در یک ناحیه، اقلیم بعنوان یک مهره کلیدی نقش دارد.
- معماری و شهرسازی : ایجاد فضاهای شهری و سمت و سوی خیابانها و ساختمانها و سایر اماکن مطالعات اقلیمی را میطلبد.
- توسعه روستایی : جهت توسعه روستایی، شناخت محیط طبیعی بعنوان اولین قدم میباشد و در این راستا اقلیم بعنوان مهمترین بخش در هدف گذاری توسعه نقش دارد.
- کشاورزی : گیاهان و حیوانات شدیدا متاثر از آب و هوا میباشند و شرایط اقلیمی به عنوان یکی از مهمترین گزینههای توسعه کشاورزی و دامداری مطرح میباشد.
تاریخچه اقلیم شناسی
اقلیم شناسی را میتوان در عین حال علمی قدیمی و جدید دانست. قدمت این علم تا به اندازه کنجکاوی بشر در مورد محیط زیستش میرسد. از سوی دیگر ، تازگی این علم با پیدایش هواپیما ، رادیو و رادار همزمان میگردد. بشر اولیه تا حد زیادی تحت تاثیر پدیدههای هوا و اقلیم قرارداشت. مذاهب خرافاتی که بر پایه شرک و بت پرستی قرار داشتند، به تفسیر رازهای جوی نظیر بارش ، باد یا رعد و برق پرداختند.
از زمان باستان تاکنون ، به موازات توسعه علوم ، شناخت هر چه بیشتر هوا و اقلیم هم به جلو میرود. فیلسوفان یونانی علاقه زیادی به هواشناسی و اقلیم نشان میدادند. در واقع این دو لغت هر دو ریشه یونانی دارند. تقسیم بندی جهان به پنج منطقه اقلیمی ، یعنی مناطق سرد و منجمد شمال و جنوب ، مناطق معتدل شمال و جنوب و منطقه گرم (مناطق اقلیمی جهان) ، به پارومنیدس (Parmenides) یونانی نسبت داده میشود که ، در پنج قرن پیش از میلاد مسیح میزیسته است.
زمانی که مشاهده و حدس و گمان و خرافات در توسعه و پیشرفت هواشناسی و اقلیم شناسی نقش بازی مینمودند، تا به آغاز قرن هفدهم طول کشید. در این هنگام اختراع ادوات هواشناسی و ثبت دیدبانیها به یاری این علوم آمده و توضیحات دقیقتر اقلیمی را در دسترس قرار داده و آنالیز علمی پدیدههای هوا را ممکن ساختند.
طبقهبندی اقلیمی
تغییرات اقلیمی فراوانی که از محلی به محل دیگر روی میدهند، همانطور که بوسیله ترکیبهای مختلف مراحل جوی تعیین میگردند، سببتولید انواع متعدد اقلیمهای مربوطه هم میشوند. منطقهای از سطح زمین که اثرات ترکیب شده فاکتورهای اقلیمی بر آن ، موجب برقراری شرایط اقلیمی نسبتا همگنی میگردند، یعنی یک نوع اقلیم ، اصطلاحا منطقه اقلیمی نامیده میشود. برای آنکه بتوان توضیحات مربوطه را تسهیل نموده و مناطق اقلیمی را بر روی نقشه آورد، لازم است که انواع اقلیم را تشخیص داده و طبقهبندی کرد.
شناخت عوامل اقلیمی
درهواشناسی معمولاً شرایط حال حاضرآب و هوا مورد بررسی قرار میگیرد در حالی که دراقلیمشناسی مشخصههای درازمدتآب و هوا مورد توجهاست.
اقلیم تا آنجا که با آسایش انسان رابطه بر قرار می کند نتیجه عواملی همچون تابش آفتاب -
دمای هوا - رطوبت هوا - وزش باد و میزان بارندگی است.
الف ) تابش آفتاب
تابش اشعه خورشید به سطح زمین باعث ایجاد گرمای طبیعی می شود
ب ) دمای هوا
میزان گرما و سرمای شطح زمین عامل اصلی تعیین کننده درجه حرارت هوای بالای آن است .
هوا عبور دهنده کلیه طیف های نور خورشید بوده و در اثر دریافت اشعه خورشیددمای آن به طور مستقیم افزوده نمی گردد اما لایه های هوا به وسیله تماس باسطح زمین که در اثر دریافت اشعه خورشید گرم شده اند ; گرم می شوند و سپسلایه های گرم شده هوا , گرمای خود را به وسیله جابجایی به لایه های دیگرمنتقل میکنند . جریان هوا و باد نیز باعث تماس بیشتر توده های عظیم هوا باسطح زمین شده و بدین طریق باعث گرمی هوا می شود.
و عکس این مطلب در زمستان و شب رخ می دهد . بدین ترتیب که هوا در اثر تماسبا سطح زمین گرمای خود را از دست می دهد و سرد می شود . در نتیجه میزانتغییرات روزانه و سالانه درجه حرارت هوا به تغییرات درجه حرارت سطح موردتماس آن بستگی دارد.
با توجه به این که سطح دریا ها خیلی آهسته تر از سطح زمین تحت تآثیر آفتابگرم می شوند لذا میانگین درجه حرارت هوای بالای خشکی ها در تابستان بالا ترو در زمستان پایین تر از میانگین درجه حرارت هوای بالای دریاهاست
ارتفاع از سطح دریا نیز تعیین کننده درجه حرارت هوا می باشد و در یک عرضجغرافیایی مشخص , مناطقی که در ارتفاع بیشتری قرار دارند سرد تر از مناطقپایین تر هستند
ج ) رطوبت هوا
منظور از رطوبت هوا مقدار آبی است که به شکل بخار در هوا وجود دارد, که اینبخار از طریق تبخیر آب سطح اقیانوس هاو دریا ها و همچنین سطوح مرطوبی چونگیاهان وارد هوا می شود. هر چه هوا گرم تر باشد بخار آب بیشتری را در خودنگه می دارند . به عنوان مثال ظرفیت پذیرش بخار آب در هوایی که دمای آن 18درجه سیلسیوس است سه برابر هوایی است که دمای آن 2 درجه سیلسیوس می باشد . همچنین با کم شدن ارتفاع تراکم بخار آب در هوا زیاد می شود .
هوای بدون بخار آب را هوای خشک میگویند. این نوع هوا در جو وجود ندارد،حتی در جو روی بیابانها و عرضهای بالا. هوای خشک به علاوه رطوبت را هوایمرطوب میگویند. تبخیر که عامل مرطوب ساختن هوای خشک است، از سطح اقیانوسهاو آبهای سطحی و تعرق، منبع رطوبت هوا، ایجاد ابرها و بارندگی است. حداکثربخار آب موجود در جو 4 - 3 درصد است.
بخار آب موجود در جو در متعادل نگه داشتن درجه حرارت جو کره زمین نقشعمدهای دارد. زیرا بخار آب امواج تشعشعی با طول موج بلند را جذب مینماید. پس اگر در جو مقدار بخار آب کم باشد، اختلاف درجه حرارت بسیار زیادمیشود. پس بحث در مورد متغیرهای هوای مرطوب از جمله رطوبت نسبی حائز اهمیتاست.
د) باد
چگونگی ایجاد ناحیهای پرفشار توسط باد
باد، به حرکت جریانهوا گفته میشود، یا بطور کلی تر به حرکت جریان گاز دراتمسفر گفته میشود.
بادها عموماً براساس درجه قدرتشان، سرعت، نوع نیرویی که موجب بوجود آوردنشان است و محلجغرافیایی که رخ میدهند و یا اثر میگذارند، دسته بندی میشوند.
انرژی بادی
منظور ازتوان بادیتبدیل انرژی باد به نوعی مفید از انرژی مانندانرژی الکتریکی است که این کار به وسیله توربینهای بادی صورت میگیرد. درآسیابهای بادی از انرژی باد مستقیماً برای خرد کردن دانهها و یا پمپکردن آب استفاده میشود. در انتهای سال۲۰۰۶ میزان ظرفیت تولیدی برق بادی در سراسر جهان برابر ۷۳٫۹ گیگاوات بود. گرچهاین میزان چیزی در حدود یک درصد از کل انرژی الکتریکی تولیدی در جهان محسوبمیشد اما در طول بازه زمانی بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ تقریباً چهار برابرشدهاست. در این میان کشورهایدانمارک با ۲۰ درصد،اسپانیا با ۹ درصد وآلمان با ۷ درصد از نظر درصد تولید برق بادی از کل تولید انرژی الکتریکی در جایگاههای نخست قرار دارند.
باران
بارانآبی است که پس از سرد شدن بخارهای جوی به وجود آمده و بر زمین میریزد. در زبانپهلوی بدانواران (waran) میگفتند.
وقتی هوای گرم به بالای آسمان صعود میکند، بخار آب را هم همراه خودش بهبالا به داخل آسمان میبرد. در بالای آسمان، بخار آب سرد میشود وقطرههای آب دور ذرات ریز گرد و غبار موجود در هوا تشکیل میشود. مقداری ازبخار آب هم به شکل کریستالهای ریز یخ منجمد میشود که قطرات آب سرد شدهرا جذب میکند. قطرات به شکل کریستالهای یخ، منجمد میشود و کریستالهایبزرگ تری را تشکیل میدهد که ما آنها را برف ریزه مینامیم. موقعی که برفریزهها سنگین میشوند، پایین میافتند. برف ریزهها در مسیرشان رو بهپایین با هوای گرم تر برخورد میکنند و ذوب میشوند و به صورت قطرات باراندر میآیند.
عوامل تغییر اقلیمی
تغییرات اقلیمی به نوسانات درون محیط زمین، فرآیندهای طبیعی موجود در اطراف آن، و تاثیر فعالیت بشر بر آن برمی گردد. عوامل خارجی که میتواند اقلیم را شکل دهد اغلب نیرهای اقلیمی نامیده میشوند شامل فرآیندهایی همچون نوسانات در تابش خورشیدی، گردش (وضعی) زمین، و مقادیر (تمرکز) گاز گلخانهای میباشند.
نوسانات درون اقلیم زمین
آب و هوا در آن و به خودی خود، یک سیستم پویای غیرخطی نامنظم| بی نظم است، اما در بسیاری از موارد، مشاهده میشود که اقلیم (یعنی وضعیت میانگین آب و هوا) به درستی ثابت و قابل پیش بینی است. این مسئله شامل دمای متوسط، میزان بارش، روزهای آفتابی، و بسیاری متغیرهای دیگری میشود که در هر مکانی میتوان آن را سنجش نمود. اما، تغییراتی نیز درون محیط زمین وجود دارند که میتواند بر اقلیم آن تاثیر بگذارد.
یخبندان
درصد افزایش تودههای یخی در کوههای آلپ طی ۸۰ سال اخیرتودههای یخی به عنوان یکی از حساس ترین شاخصهای تغییر اقلیمی شناخته میشوند، که عمدتاً طی دوره سرد شدن اقلیم افزایش مییابند (مانند دوره کوتاه یخبندان) و در طول گرم شدن آب و هوا در مقیاسهای متوسط زمانی شروع به پسرفت میکنند. افزایش و فروپاشی تودههای یخی، هردو به نوسان پذیری طبیعی و عمدتاً نیروهای تشدید کننده خارجی کمک میکند. اما، طی قرن گذشته، تودههای یخی نتوانستهاند به حدکافی لایههای یخی را مجدداً تولید کنند تا جبرانی برای یخهای از دست رفته طی ماههای تابستانی باشد. (نگاه به پسرفت تودههای یخی از سال۱۸۵۰ به بعد | پسرفت توده یخی)
مهمترین فرآیندهای اقلیمی چند ملیون سال اخیر چرخههای یخبندان و درون یخبندان در دوره یخبندان کنونی میباشد. اما واکنشهای داخلی شکل گرفته در چرخههای میلانکوویچ| نوسانات گردشی، شامل صفحات یخی قارهای و m۱۳۰ تغییر سطح دریا است که قطعاً نقش کلیدی را درباره تصمیم گیری پیرامون این مسئله ایفا میکند که چه واکنش اقلیمی در بیشتر مناطق مشاهده خواخد شد. تغییرات دیگر، از جمله وقایع هاینریش، حوادث دانسگار اوشگر و یانگر درایاس نشانگر توان بالقوه نوسانات یخبندان است که حتی در غیاب تغییرات گردشی خاص بر اقلیم تاثیر میگذارد.
نوسان پذیری اقیانوس
نمایی از گردش جدید ترموهالاینتقریبا" در مقیاس چند دهه، تغییرات اقلیمی نیز میتواند از تغییرات درون سیستمهای اقیانوسی/ جوی حاصل شود. بسیاری از شرایط اقلیمی، مشهود تر از همه ENSO| نوسان جنوبی ال نینو، بلکه شامل نوسان دههای پاسیفیک ، نوسانان اقیانوس اطلس شمالی، و نوسان اقیانوس منجمد جنوبی بوده که به عنوان شرایطی خاص درون سیستم اقلیمی شناخته شدهاند، که دست کم در اثر وجود آنها تا حدودی با روشهای گوناگون گرما توانسته در اقیانوسها ذخیره شده و بین منابع مختلفی جابجا شود. در مقیاسهای زمانی طولانی تر، فرآیندهای اقیانوسی همچون گردش ترمو هالاین نقش کلیدی را در توزیع مجدد گرما ایفا مینماید، و در صورت تغییر توانسته به شدت بر اقلیم تاثیر بگذارد.
آب و هوا” همان چیزی است که ما هر روز اطرافمان میبینیم؛ یک روز ابری است، یک روز آفتابی، یک روز برفی و … . اما “اقلیم” به میانگین دراز مدت شرایط و یا عوامل جوی حاکم بر یک منطقه گفته میشود. یعنی آب و هوا در زمان کوتاه معنی دارد و اقلیم در بلند مدت. عوامل مختلفی بر روی اقلیم تاثیر گذارند، اما مهمترینشان میزان بارندگی و میزان دمای یک منطقه است. اقلیم بر روی نوع پوشش گیاهی یک منطقه اثر میگذارد؛ مثلا جایی که اقلیم خشک دارد پوشش گیاهیاش با جایی که اقلیم نیمهمرطوب دارد فرق میکند. پوشش گیاهی که فرق کند جانوران آن مناطق نیز فرق میکنند.
با همه این توضیحات و تعریفها، حالا اگر ما بیاییم به جای “تغییرات اقلیمی” بگوییم “تغییرات آب و هوایی” اصل مشکل را زیر سوال بردهایم. چون آب و هوا که هر روز تغییر میکند، اما این اقلیم است که با تغییرش گیاهان و جانوران هم باید تغییر کنند. و خب در طی سالها و سالها تغییر اقلیمها و در نتیجه تغییر پوشش گیاهیها و جانوران یک منطقه اتفاق افتادهاند؛ اما با سرعت آرامی که طبیعت توانسته است خود را آرام آرام بسازد و به سمت شرایط بهینهتر برود. و حالا مشکل عصر ما این است که سرعت این تغییرات را زیاد کردهایم، آنقدر زیاد که کره زمین و موجودات زندهاش قدرت مدیریت اثراتش را ندارند.
مناطق اقلیمی جهان
از آنجا که توزیع جهانی انواع اقلیم بطور اصلی نتیجه رژیمهای گرما و رطوبت میباشد، ممکن است که اقلیم را در گروههای وسیعی طبقهبندی نمود که بر پایه اثرات هم بستگی داخلی گرما و رطوبت بر تودههای هوا که آنها هم به نوبه خود بر اقلیمهای نواحی مختلف حکومت مینمایند، تقسیم کرد. انواع اقلیمی که بدین ترتیب معرفی میشوند، به ترتیب عبارتند از:
اقلیمهائی که تحت نفوذ تودههای هوای استوائی و حارهای هستند.
اقلیمهائی که تحت نفوذ تودههای هوای حارهای و قطبی قرار دارند.
اقلیمهائی که تحت تسلط تودههای هوای قطبی و منجمده واقع شدهاند.
اقلیمهای سرزمینهای مرتفع که دارای خصوصیات مشخصی ناشی از اثرات ارتفاع از سطح دریا میباشند.
زیرتقسیمات این چهار گروه اصلی انواع اقلیمی را تعیین میکنند که بر پایه توزیع منطقهای عناصر اقلیمی ، بویژه درجه حرارت و نزولات جوی و تغییرات فصلی آنها قرار دارند.
اقليم ها به طوركلي به 5 دسته تقسيم مي شوند :
1- اقليم حاره (Tropical rain climate)
2- اقليمهاي خشک (Dry)
3- اقليمهاي معتدل گرم (Warm temperate rainy climates)
4- اقليمهاي جنگلي سرد برفي (Cold snow forest climate)
5- اقليمهاي قطبي (Polar)
آب و هواي آسيا
چنانچه مي دانيم آب وهوا وضعيت غالب جو در نقطه معيني از زمين را شامل ميشود. يعني حالت ها و شرايطي كه در آن منطقه حكم فرماست. از طرفي عناصر اصليآب و هوا كه تمام شرايط را در دست دارند و در بررسي آب و هواي يك منطقهمورد بررسي قرار مي گيرند عبارتند از
1- درجه حرارت
2- رطوبت و ريزش هاي جوي ( باران، برف…. )
3- فشار هوا و بادها
عناصر فوق به نام عناصر آب و هوايي معروف هستند و در ارتباط با هم عمل مي كنند، اما در بين اين عناصر، درجه حرارتاساسي ترين عنصر آب و هوايي به شمار مي رود.به طوري كه بارش و فشار، هر يك تحت تاثير درجه حرارت مي باشند.
بر اساس دما آسيا را مي توان به سه بخش متفاوت تقسيم كرد.
1- سرزمين هاي مجاور قطب شمال و سيبري با روزهايي سرد و يخبندان در تمام سال.
2- سرزمين هاي جنوبي كه در مجاورت درياها واقع شده اند، از درياي سرخ در غرب تا جزيره ي تايوان در شرق.
3-بخش هاي داخلي آسيا كه داراي سرماي سخت و خشن در زمستان ها و گرماي زياد در تابستان ها هستند.
بر اساس بارش نيز آسيا را مي توان در اين سه بخش بررسي نمود.
1- سرزمين هاي مجاور قطب شمال و سيبري با توجه به نحوه ي تابش خورشيد و گرماي ناچيز، رطوبت و بارش را نداشته و خشك است.
2- سرزمين هاي جنوبي كه در مجاورت درياها واقع شده اند، چنانچه عوامل ديگر دخالت نداشته باشند، از رطوبت و بارش كافي برخوردارند.
3- بخش هاي داخلي آسيا كه از درياها و منابع رطوبتي دور هستند و بنابر اين از رطوبت و بارش نيز بي بهره و خشك هستند.
بر اين اساس آسيا را به دو قسمت آسياي مرطوب و آسياي خشك تقسيم مي كنند.
چنانكه در تقسيمات بالا ديده مي شود، موارد يك و سه از بارندگي بي بهره اند وتنها سرزمين هايي كه در مورد دوم نام برده شده اند از بارندگي كافيبرخوردار هستند. بنابراين:
1- آسياي مرطوب
شرق، جنوب و جنوب شرق آسيا كه از بادهاي مرطوب موسمي بهره مند هستند، مرطوب ترين بخش آسيا را تشكيل مي دهند.
2- آسياي خشك
تمام آسياي مركزي، غرب و جنوب غرب آسيا كه از دريا دور يا مانع كوهستانيدارند و از ورود بادهاي باران آور جلوگيري مي كنند، از نواحي خشك آسيامحسوب مي شوند. همچنين سرزمين هاي مجاور قطب شمال و سيبري.
آب و هواي آسيا
به دليل وسعت زيادي كه اين قاره دارا مي باشد، اقليم هاي گوناگوني نيز درآن وجود دارد. تنوع اقليمي در آسيا از سرماي سخت و خشن قطب شمال، محيطبياباني گرم و خشك مركز و جنوب غرب، تا شرايط گرم و مرطوب حاره اي جنوب راشامل مي شود.
آسيا حدود 5000 مايل از دايره ي قطبي در شمال تا خط استوا در جنوب كشيده ميشود. از شرق تا غرب نيز تقريباً در نيمي از گرداگرد كره ي زمين امتداد مييابد. اين سرزمين پهناور انواع بسيار گوناگوني از اقليم هاي گوناگون رادربرمي گيرد. آسيا، سردترين، گرم ترين، مرطوب ترين و خشك ترين مكان ها رادر روي زمين از آن خود كرده است.
سرزمين هاي وسيع داخلي آسيا از اقيانوس ها به دور هستند. وجود كوهستان ها وطرز قرار گرفتن آن ها كه مانع عبور توده هاي هوايي مي گردند كه از سمتاقيانوس ها مي وزند، تفاوت اقليم بين سواحل و نواحي داخلي را در اين قارهتشديد مي كند. به همين دليل اقليم آسياي مركزي يكي از اقليم هاي سخت وافراطي به شمار مي رود، چرا كه زمستان هاي آن با توجه به بادهاي سردي كه ازمناطق قطبي مي وزد، سرد و طولاني است، از طرفي تابستان هاي آن نيز در همهجا جز ارتفاعات بسيارگرم و كوتاه مي باشد. به جز كوهستان ها، در اين منطقهاز آسيا بسيار ناچيز است. در نتيجه بيشتر اين منطقه بياباني محسوب مي شود.
آسياي شمالي، از نظر اقليمي با آسياي مركزي شباهت بسيار زيادي دارد. تنهاميزان بارندگي است كه از مقدار بيشتري برخوردار مي باشد. زمستان هايشمال آسيا فوق العاده سرد است، به طوري كه سردترين مكان سكونتي جهان دراين منطقه، ورخويانسك در سيبري واقع است. برخي اوقات درجه حرارت تا 90 درجهي فارنهايت زير صفر كاهش مي يابد.
آسياي جنوبي، اقليم كاملاً متفاوتي را داراست. به جز نواحي كوهستاني بقيه ياين منطقه در سراسر سال گرم است، چنان كه در نواحي پست درجه حرارت تا 125درجه ي فارنهايت مي رسد. در اين منطقه تابستان و زمستان مطابق آن چه كه مامي شناسيم وجود ندارد. در عوض داراي يك فصل باراني و يك فصل خشك مي باشد.
فصل باراني معمولاً از ژوئن تا اكتبر ادامه دارد. طي اين مدت بارش زيادي هرروز اتفاق مي افتد. بارندگي هاي زيادي در اين بخش از آسيا نسبت به سايرمناطق جهان صورت مي پذيرد. برخي نقاط هند بيش از 450 اينچ بارش را در فصلباراني دريافت مي كنند. فصل هاي باراني و خشك توسط بادهايي ايجاد مي شوندكه به موسمي ها شهرت دارند و از آسياي مركزي به سمت حاشيه ي جنوبي و شرقياين قاره مي وزند. موسمي هاي زمستاني بادهاي خشكي هستند كه از روي خشكي هايآسيا مي وزند. اين بادها به دليل اين كه از مناطق سرد ( خشكي ها در زمستانسرد مي باشند.) سرچشمه مي گيرند، سرد و خشك مي باشند. موسمي هاي تابستانيبه درون قاره و از اقيانوس ها مي وزند، به همين دليل نيز رطوبت را تا جاييكه پيش مي روند به درون قاره حمل مي نمايند.
فصل باراني براي ميليون ها نفري كه در جنوب و شرق آسيا زندگي مي كنند اهميتبسياري دارد. فعاليت هاي كشاورزي در اين نواحي بستگي بسيار فراواني بهريزش باران هاي موسمي دارد. بدون بارندگي رشد گياهان متوقف خواهد شدوفعاليت كشاورزي صورت نخواهد گرفت. در اين صورت خشكسالي موجب قحطي و گرسنگيهزاران نفر خواهد گرديد. گاهي اوقات باران هاي موسمي به موقع نمي بارد يابا تاخير روبروست، در اين صورت محصولات در زماني كه بايد به عمل آيند كاشتهنمي شوند. ريزش باران هاي موسمي گاهي موجب به راه افتادن سيل در اين نواحيمي شود.
آسياي جنوب غربي نسب به ديگر مناطق بسيار خشك است. تابستان هاي اين قسمت ازآسيا طولاني و بسيار گرم است. زمستان ها نسبتاً معتدل تر است. مگر درنواحي داخلي و دور كه هوا سردتر خواهد بود. نقاط خاصي از جنوب غرب آسيازمستان فصل بارندگي است. زمستان فصل رشد گياهان نيز مي باشد، به خاطر اينكه محصولات در تابستان هاي گرم و خشك اين سرزمين ها قادر به رشد و نمو نميباشند.
آب و هواي آسيا
به دليل وسعت زيادي كه اين قاره دارامي باشد، اقليم هاي گوناگوني نيز در آن وجود دارد. تنوع اقليمي در آسيا ازسرماي سخت و خشن قطب شمال، محيط بياباني گرم و خشك مركز و جنوب غرب، تاشرايط گرم و مرطوب حاره اي جنوب را شامل مي شود.
آسيا حدود 5000 مايل ازدايره ي قطبي در شمال تا خط استوا در جنوب كشيده مي شود. از شرق تا غرب نيزتقريباً در نيمي از گرداگرد كره ي زمين امتداد مي يابد. اين سرزمين پهناورانواع بسيار گوناگوني از اقليم هاي گوناگون را دربرمي گيرد. آسيا،سردترين، گرم ترين، مرطوب ترين و خشك ترين مكان ها را در روي زمين از آنخود كرده است.
سرزمين هاي وسيع داخليآسيا از اقيانوس ها به دور هستند. وجود كوهستان ها و طرز قرار گرفتن آن هاكه مانع عبور توده هاي هوايي مي گردند كه از سمت اقيانوس ها مي وزند، تفاوتاقليم بين سواحل و نواحي داخلي را در اين قاره تشديد مي كند. به همين دليلاقليم آسياي مركزي يكي از اقليم هاي سخت و افراطي به شمار مي رود، چرا كهزمستان هاي آن با توجه به بادهاي سردي كه از مناطق قطبي مي وزد، سرد وطولاني است، از طرفي تابستان هاي آن نيز در همه جا جز ارتفاعات بسيارگرم وكوتاه مي باشد. به جز كوهستان ها، در اين منطقه از آسيا بسيار ناچيز است. در نتيجه بيشتر اين منطقه بياباني محسوب مي شود.
آسياي شمالي، از نظراقليمي با آسياي مركزي شباهت بسيار زيادي دارد. تنها ميزان بارندگي است كهاز مقدار بيشتري برخوردار مي باشد. زمستان هاي شمال آسيا فوق العاده سرداست، به طوري كه سردترين مكان سكونتي جهان در اين منطقه، ورخويانسك درسيبري واقع است. برخي اوقات درجه حرارت تا 90 درجه ي فارنهايت زير صفر كاهشمي يابد.
آسياي جنوبي، اقليمكاملاً متفاوتي را داراست. به جز نواحي كوهستاني بقيه ي اين منطقه در سراسرسال گرم است، چنان كه در نواحي پست درجه حرارت تا 125 درجه ي فارنهايت ميرسد. در اين منطقه تابستان و زمستان مطابق آن چه كه ما مي شناسيم وجودندارد. در عوض داراي يك فصل باراني و يك فصل خشك مي باشد.
فصل باراني معمولاً ازژوئن تا اكتبر ادامه دارد. طي اين مدت بارش زيادي هر روز اتفاق مي افتد. بارندگي هاي زيادي در اين بخش از آسيا نسبت به ساير مناطق جهان صورت ميپذيرد. برخي نقاط هند بيش از 450 اينچ بارش را در فصل باراني دريافت ميكنند. فصل هاي باراني و خشك توسط بادهايي ايجاد مي شوند كه به موسمي هاشهرت دارند و از آسياي مركزي به سمت حاشيه ي جنوبي و شرقي اين قاره ميوزند. موسمي هاي زمستاني بادهاي خشكي هستند كه از روي خشكي هاي آسيا ميوزند. اين بادها به دليل اين كه از مناطق سرد ( خشكي ها در زمستان سرد ميباشند.) سرچشمه مي گيرند، سرد و خشك مي باشند. موسمي هاي تابستاني به درونقاره و از اقيانوس ها مي وزند، به همين دليل نيز رطوبت را تا جايي كه پيشمي روند به درون قاره حمل مي نمايند.
اقليم هاي آب و هوايي ايران
تنوع آب وهوا و اقليم در ايران به دليل ويژگيهاي متنوعي است كه از آن ميان مي توان به گستردگي عرض جغرافيايي امتداد كوهستانها تغييرات چشمگير ارتفاعات و بالاخره موقعيت سرزمين نسبت به دريا ها و گسترههاي آبي مجاور يا دور اشاره كرد. ايران جزو مناطق خشك و نيمه خشك جهان محسوب مي شود كه از نظر شرايط اقليمي و آب و هوا به دو گره عمده خشك و مرطوب قابل تقسيم بندي است و هر كدام از اين دو گره از چند اقليم فرعي تشكيل شدهاند.
اقليم خشك
ميزان تبخير در اين اقليم بيش از بارندگي است و حدود كشور را در بر ميگيرد اقليم خشك به دو اقليم فرعي بري و استپي تقسيم شده است اقليم فرعي بري اقليم عرفي بري در دو بخش سواحل جنوب غربي و داخل كشور (بخش هاي مركزي) ديده ميشود. گرماي شديد و بارندگي كم از ويژگيهاي ناحيه نخست است. در ناحيه دوم يا مناطق داخل درجه حرارت روزانه و سالانه آن دگرگونهاي زيادي داشته و كحمي بارندگي از مشخصات آن به شمار ميرود بخش هايي از متطق پست شرقي و جنوب شرقي ايران از اين نوع آب و هوا برخورددار است. اقليم فرعي استپي؛ اين اقليم حد فاصل آب و هواي بري و آب وهواي مرطوب تر است. حدود پانصد هزار كيلومتر مربع از ايران را اين اقليم در بر مي گيرد. اين نوع آب و هوا معمولا در ارتفاعات 1000 تا 1500 متر وجود دراد و كوهپايههاي خوزستان را نيز شامل ميشود.
اقليم معتدل
حدود چهارصد هزار كيلومتر مربع از سطح كشور را اقليم معتدل در بر گرفته است. نواحي پرجمعيت ايران مانند آذربايجان كردستان، كرمانشاه و ارتفاعات زاگرس هم چنين دشتهاي ساحلي درياي خزر از اين نوع آب وهوا برخوردارند اين اقليم به سه اقليم فرعي معتدل كوهستان، خزري و نقاط نسبتا مرتفع تقسيم ميشود: اقليم فرعي معتدل همراه با تمركز بارندگي از مشخصات آن به شمار مي رود مانند استان فارس. اقليم فرعي خزري اين اب و هوا خاص كرانههاي خزر و مناطق كوهستاني مسف به اين درياست. دماي معتدل با نوسانهاي كم شبانهروزي رطوبت زياد وزش نسيم دريايي و بادهاي محل و بالاخره بارندگي زياد از ويژگيهاي اين اقليم است. اقليم فرعي نسبتا مرتفع در اين مناطق، دماي هوا در سردترين ماه سال كم تر از صفر درجه و گرم ترين ماه از ده درجه سانتي گراد كم تر نمي شود. مناطق نسبتا مرتفعي از ايران كه حدود 40 هزار كيلومتر مربع است از اين گونه آب و هوا برخوردار است.
شايان توجه است كه مناطق خيلي مرتفع مانند ارتفاعات البرز، زاگرس و همچنين كوههاي سهند و سبلان كه دماي آنها در گرمترين ماه سال از ده درجه سانتيگراد تجاوز نميكند داراي آب و هواي كوهستاني هستند (جعفري، 1379 الف، ص16) اين آب و هوا چهل هزار كيلومتر مربع از مساحت كشور را شامل ميشود كه در ارتفاعات و قلههاي بلند پوشيده از برف دائمي قرار دارند.
انواع آب و هواي ايران به شكل ديگري نيز دسته بندي ميشود. بر اساس نوعي تقسيمم بندي اقليمي، آب و هواي ايران به سه بخش كلي بياباني و نيمه بياباني، كوهستاني (سرد و معتدل) و خزري نيز تقسيم ميشود (افشار، 1372 ص 52) در مجموع ايران داراي آب و هوايي متنوع است. تغييرات آب و هوا درمناطق مختلف معلول عوارض و پديدههاي طبيعي آن نواحي بوده و نسبت مستقيم با پستي و بلنديهاي اين مناطق دارد.
اقلیم ایران
مطالعه وبررسی عوامل اقلیمی درسال نشان میدهد که اقلیم ایران برگرفته شده ازشش عامل است که عبارتند از گرما ، نم و ابر ، بارش ، بادوغبار ، تابش وتندر
درحالت کلی هفت اقلیم کشوررادربرمی گیرد که شامل
- نواحی دشتی وکویری
- ناحیه شرق دریای خزر
- ناحیه غرب دریای خزر
- ارتفاعات وکوهپایه ها
- سواحل غربی خلیج فارس
- سواحل شرقی خلیج فارس
- ناحیه دریاچه ارومیه
اما درمطالعات دقیق وجزئی تراقلیم ایران به پانزده ناحیه اقلیمی تقسیم میشود
- ناحیه کرانه ای جنوبی: عمدتا در سواحل دریای عمان و بخش هائی از سواحل خلیج فارس را در بر میگیرد. بارزترین ویژگی اقلیمی این ناحیه به ترتیب اهمیت گرما،تابش و رطوبت است. بنابر این میتوان آنرا اقلیم گرم، پر آفتاب و رطوبی نامید.
- ناحیه پسکرانه ای خزری: بخش نسبتا زیادی از سواحل خزر از آستارا تا بندر ترکمن روی دامنه های شمالی البرز را در بر میگیرد. اقلیم این ناحیه بارشی رطوبی است.
- ناحیه ایران مرکزی: پهناورترین ناحیه آب و هوائی ایران است که نمامی ایران مرکزی و بخش کوچکی از شمالشرق ایران را میپوشاند. تابش و گرما ویژگی این قلمرو است.
- ناحیه آذری: کمربندی شمالغربی-جنوبشرقی که بخش بزرگی از آن در قلمرو آذربایجان جا میگیرد و اقلیمی رطوبی تندری دارد.
- ناحیه خوزی: دشت خوزستان قلمرو این ناحیه است و اقلیمی گرمائی، بارشی، تندری و باد وغباری دارد.
- ناحیه مغانی: شامل دشت مغان که این ناحیه اقلیمی رطوبی و بادی دارد.
- ناحیه زاگرس غربی: کمربندی شمالغربی-جنوبشرقی که از کردستان آغاز و به پسکرانه های خلیج فارس پایان میپذیرد. چهره غالب اقلیم در این ناحیه بارش و تندر است.
- ناحیه زاگرس شرقی: این ناحیه در شرق زاگرس به موازات ناحیه زاگرس غربی کشیده شده و از آذربایجان آغاز میشود. اقلیم این ناحیه بارشی،بادی و تابشی است.
- ناحیه کرانه ای خزری: ناحیه کوچکی که از تا کشیده شده ودر دل ناحیه پسکرانه ای خزری جا گرفته است. از اقلیمی بارشی و رطوبی برخوردار است.
- ناحیه پسکرانه ای جنوبی: کمربندی غربی-شرقی در پسکرانه های خلیج فارس و دریای عمان و در پاره ای نقاط تا کرانه های خلیج فارس هم گسترش دارد. این ناحیه دارای اقلیمی گرمائی، تابشی و بادی غباری است.
- ناحیه سیستانی بزرگ: ناحیه ای با کشیده گی شمالی – جنوبی در مرزهای شرقی ایران که از جنوب خراسان تا شمال بلوچستان کشیده شده است. اقلیم غالب آن بادی غباری است.
- ناحیه بلوچی: در گوشه جنوبشرقی در بلوچستان گسترش یافته وازاقلیمی تندری برخوردار است.
- ناحیه ماکوئی: در گوشه شمالغرب ایران ناحیه کوچکی جا گرفته است که اقلیمی تندری و رطوبی دارد.
- ناحیه سیستانی کوچک: ناحیه ای کوچک در دل ناحیه سیستانی بزرگ با همان شرایط آب و هوائی اما قویتر یعنی چهره ای کاملا بادی و غباری.
- ناحیه زاگرس بلند: ناحیه ای کوچک که دربرگیرنده زاگرس مرتفع است و اقلیمی بارشی و تابشی دارد.
باتوجه به نواحی اقلیمی ایران مشاهده می شود اقلیم استان اصفهان جزء پهناورترین ناحیه آب وهوایی کشورمیباشد که ویژکی های آن کویری ، تابش وگرما است.
گیلان
جغرافياى طبيعى و اقليم استان
استان گيلان ازاستانهاى شمالى کشور است. ناهموارىهاى آن از غرب به شرق شامل: تالش،ماسوله،پشته کوه و رشته کوه البرز است که از سه بخش غربى،مرکزى و شرقىتشکيل شده است. البرز غربى مانند حصارى استان گيلان را در بر گرفته است وبلندترين قلهٔآن فک يا دلفک (آشيانهٔعقاب) نام دارد. جلگههاى استانگيلان در ميان دريا و کوهستان،تا ارتفاع يکصد مترى سطح دريا،گستردهاند. مساحت اين جلگهها به بيش از پنج هزار کيلومترمربع (نزديک بهيک سوم زمينهاى استان) مىرسد. اين زمينها به سه قسمت عمدهٔ تالش،گيلان غربى و گيلان شرقى تقسيم مىشوند. اقليم سرزمينگيلان به آب و هواى معتدل خزرى معروف است. کوهستان تالش با جهت شمالى، جنوبى و کوهستان البرز با امتداد غربى - شرقى، مانند سدى از عبور بخار آبدرياى مازندران و بادهاى مرطوب شمال غربى به داخل ايران جلوگيرى مىکند وبه علت ارتفاع زياد،موجب بارندگىهاى فراوان در استان گيلان مىشود. تبخير فراوان درياى مازندران ضمن افزايش رطوبت هوا (به ويژه در ماههاى گرمسال تا ۹۳ درصد)،به تعديل دماى هوا در تابستان و کاهش آن در زمستان،بهويژه در نواحى جلگهاى نزديک به دريا،مىانجامد. از اين رو،يخبندانزمستانى در نزديکى کنارههاى دريا بسيار کم گزارش شده است. براساس گزارشايستگاههاى هواشناسى استان متوسط حداقل مطلق دماى رشت ۶/۳ و متوسط حداکثرمطلق آن ۲۹/۸ درجه سانتىگراد،متوسط حداقل مطلق دماى آستارا ۷/۳ و متوسطحداکثر مطلق دماى آن ۲۵/۴ و متوسط حداقل مطلق دماى بندر انزلى ۹/۸ و متوسطحداکثر مطلق دماى آن ۲۳/۷ و متوسط حداقل مطلق دماى منجيل ۷/۲ و متوسطحداکثر مطلق دماى آن ۳۱/۱ درجه سانتىگراد گزارش شده است. ميزان بارندگى دراستان گيلان به بادهاى مرطوبى بستگى دارد که در زمستان از شمال غرب،دربهار از شرق و در تابستان و پاييز از غرب مىوزند. اين بادها،هواى مرطوبدريا را به سوى جلگهٔ گيلان مىرانند. اين تودههاى هوايى بر اثر برخورد باتودههاى هواى مرطوبى که از سوى درياى مديترانه به سوى فضاى درياىمازندران مىآيند،موجب بارندگىهاى فراوان و طولانى مىشوند. بادهاىاستان گيلان،هر يک تأثيرى ويژه بر طبيعت منطقه مىگذارند که مهمترينآنها عبارتاند از: باد بيرونوا،باد خزرى،باد سَرتُوک،باد دشنهوا،باد گيلهوا،باد گرمش (گرميش)،باد منجيل،خشک دشنهوا،کنار گيلهوا،بيرون گيلهوا،آفتاب بوشه،سياهوا،کويتموا و باد سَمام.
اقلیمسرزمین گیلان به آب و هوای معتدل خزری معروف است .كوهستان تالشبا جهت شمالی، جنوبی و كوهستان البرز با امتداد غربی - شرقی، مانندسدی از عبور بخار آب دریای خزر و بادهای مرطوب شمال غربی به داخلایران جلوگیری میكند و به علّت ارتفاع زیاد موجب بارندگیهایفراوان در استان گیلان میشود. تبخیر گسترده دریای مازندران ضمنافزایش رطوبت هوا در تابستان و كاهش آن در زمستان، میانجامد. ازاین رو، یخ بندان زمستانی در نواحی كنارهای دریا بسیار كم گزارششده است. میزان بارندگی در استان گیلان به بادهای مرطوبی بستگیدارد كه در زمستان از شمال غرب در بهار از شرق و در تابستان و پاییزازغرب میوزند. این بادها، هوای مرطوب دریا را به سوی جلگه گیلانمیرانند و موجب بارندگیهای فراوان و طولانی میشوند. در سال ۱۳۷۵،میزان بارندگی در رشت ۴/۱۰۱۵ میلیمتر و تعداد روزهای یخبندان سالانهآن ۲۰ روز و روزهای بارانی آن ۵۶1 روز گزارش شده است. متوسط حداقلدمای رشت 6/3 درجه سانتیگراد و متوسط حداكثر دمای آن 20/9 درجهثبت شده است.
تقسيمات اقليمي گيلان:
بر اساس تقسيم بندي در استان گيلان، 4 نوع آب و هوا تشخيص داده شده است.
1- آب و هواي معتدل و مرطوب “CFA”: كه شامل تمام بخش جلگه اي و كم ارتفاعساحلي استان گيلان، از رودسر تا هشتبر ميگردد و حد جنوبي آن را امام زادههاشم يا راس جلگه اي دلتايي سفيدرود ميتوان دانست.
2- آب و هواي بحرالرومي: شامل نواري از اراضي استان گيلان ميگردد كه درفاصله بين جلگه هاي پست ساحلي و ارتفاع تا 1500 متري از سطح دريا قرارگرفته است.
3- آب و هواي معتدل جنگلي سرد: مخصوص نواحي كوهستاني است كه درجه گرما بهعلت ارتفاع جغرافيايي تقليل مي يابد. در اين اقليم، دماي متوسط گرمترين ماهاز ده درجه سانتيگراد و ميزان متوسط سردترين ماه سال از 3 درجه كمتر است. در نواحي كوهستاني استان گيلان (بيش از 1500 متر)، دنباله رشته كوه البرزدر جنوب شرقي و رشته كوه تالش در مغرب ديده ميشود.
4- آب و هواي نيمه صحرايي و نيمه بياباني: اين اقليم در استان گيلان منحصربه بخش بسيار كوچكي از شهرستان رودبار، اطراف سد سفيدرود، دره هاي شرقي وغربي آن و نقاطي مانند لوشان، منجيل و گيلوان ميباشد.
ويژگيهاي اقليمي استان گيلان
استقرار استان گيلان بين ارتفاعات البرز و درياي خزر و تاثير متقابل اين دو پديده جغرافيايي بر يكديگر و بازتاب آن بر شرايط اقليمي استان ، موجب پيدايش يكي از شاخصترين شرايط آبوهوايي ايران در منطقه گيلان گرديده است كه ويژگي بارز آن بارندگي زياد ، دماي معتدل ، پوشش گياهي انبوه و استاني برخوردار است. در اين استان سلسله جبال البرز يكي از شگرفترين مرزهاي گسستگي اقليم در جهان را به وجود آورده است.
1-2-1. ويژگيهاي دمايي استان :
ميزان درجه گرمي يا سردي يك جسم را دما يا درجه حرارت گويند . درجه حرارت مستقيما“ متناسب با انرژي جنبشي متوسط مولكولها يا اتمهاي جسم است .
به سبب موقعيت استان گيلان در بين ارتفاعات البرز و منبع رطوبتي درياي خزر و برخورداري از رژيم اقليمي معتدل خزري حالت متعادلی دارد و نوسان دما بین شب و روز و بین زمستان و تابستان زیاد نیست. به همين جهت تعداد روزهاي يخبندان در شهرهاي استان گيلان نسبت به بسياري از استانهاي كشور در حد نازلي قرار دارد.
البته در سالهای اخیر خصوصا پس از سال 1373 به دلیل افزایش گازهای گلخانهای این اختلاف دمای شب و روز کمتر نیز شده است. دمای این استان بین حدود 3 درجه سانتیگراد در دی ماه ( ژانویه ) تا حدود 30 درجه سانتیگراد در تیر ماه ( ژوئیه ) متغیر است.
میانگین دمای سالانه استان در حدود 8/15 درجه سانتیگراد است. بطور کلی سواحل جنوب غربی دریای خزر ( گیلان ) سردتر از سواحل جنوب شرقی آن ( مازندران و گلستان ) است.
میانگین تقريبي دمای فصلی استان به قرار زير است (به درجه سانتيگراد):
بهار : 18.5 تابستان : 24 پاییز : 13.5 زمستان : 7.5
نمودار 1-1 ميانگين دماي ماهانه استان گيلان را بطور تقريبي به نمايش ميگذارد و نمودار 1-2 نقشه همدماي استان را به تصوير ميكشد.
نمودار 1-1. ميانگين دماي ماهانه در استان گيلان
نمودار 1-2. نقشه همدماي استان گيلان ( 2000- 1976 ) (كمانگر،1382)
1-2-2. ويژگيهاي رطوبتي استان :
استان گیلان مرطوبترین استان کشور و همچنین مرطوبترین منطقه از سواحل جنوبی دریای خزر میباشد. ارتفاعات البرز مانند یک سد کوهستانی از انتقال رطوبت دریای خزربه سمت فلات داخلی ایران جلوگیری میکنند و موجب افزایش رطوبت و بارندگی در این ناحیه میشوند.
توزيع رطوبت هوا در بخش ساحلي استان كه به شدت تحت تاثير رژيم اقليمي درياي خزر قرار دارند، با مناطق دور از ساحل و كوهستاني استان متفاوت است. با گذار از نوار ساحلي استان به سمت ارتفاعات، بهتدريج از رطوبت هوا كاسته شده و ويژگي اقاليم ييلاقي پديدار ميشود كه در تلفيق با دماي مساعد اين مناطق، شرايط بسيار مطلوبي از نقطه نظر احساس آسايش فراهم ميآورد. در مناطقي از استان كه تحت تاثير مستقيم رژيم رطوبتي درياي خزر قرار دارند، روند رطوبت نسبي طي ماههاي سال از آهنگ منظمي پيروي مينمايد.
بطورکلی میانگین رطوبت نسبی در استان گیلان حدود 80 % میباشد که این مقدار میتواند به حداکثر 96 % در مهرماه ( اکتبر ) و حداقل 55% در تیرماه ( ژوئیه ) برسد. رطوبت نسبی در استان گیلان در پاییز و زمستان به حداکثر میرسد و در تابستان و بهارکمتر میشود ، هرچند در تابستان به دلیل گرمای زیاد ، شرجی بودن هوا بیشتر احساس میشود.
رطوبت بسیار بالای استان علاوه بر اینکه در فصل گرم بر دمای محسوس و شرایط آسایش دمایی تاثیر نامطلوبی میگذارد، موجب استهلاک سریعتر ساختمانها و بسیاری از سیستمها میشود. سایر استانهای ساحلی کشور ( مازندران و گلستان) وضعیت رطوبتی و بارشی متعادلتری را نسبت به استان گیلان دارا میباشند.
نمودار 1-3 ميانگين رطوبت نسبي استان گيلان را به طور تقريبي نشان ميدهد.
نمودار 1-3. ميانگين رطوبت نسبي ماهانه در استان گيلان
1-2-3. بارندگي در استان :
تودههواها و سامانههاي بارانزاي غربي به ميزان قابلتوجهي در مناطق شمالي كشور نيز فعال بوده و مقدار زيادي از بارشهاي استان گيلان را پديد ميآورند اما منشاء مهم بارندگيهاي استان گيلان به سيستم جغرافيايي- اقليمي همجواري دريا وكوهستان مرتبط است كه از مكانيسم خاصي بهره ميبرد. در واقع تودههواهايي كه سطح درياي خزر را ميپيمايند، در حين عبور از آن از بخار آب دريا تغذيه شده و پس از برخورد با ارتفاعات البرز و صعود اوروگرافيك هوا بر دامنه هاي پرشيب آن، بارندگيهاي وسيعي را ايجاد مينمايند.
در اين فرايند ميزان جذب رطوبت از آب دريا به دو عامل مدت استقرار و يا طول مسير پيمايش توده هوا بر روي دريا و اختلاف دماي توده هوا و آب دريا بستگي دارد .
اين شرايط براي جريانات جوي ناشي از پرفشار سيبري كه از سمت شمال شرق و يا شمال از طولانيترين مسير ممكن به درياي خزر ميرسند و سطح آن را ميپيمايند، به بهترين وجه تامين ميشود. اختلاف دماي تودههواي وارده و آب درياي خزر نيز در مهرماه به حداكثر ميرسد كه اين امر به خوبي بارندگيهاي گيلان را در پاييز و به ويژه در مهر وآبان توجيه مينمايد.
در استان گيلان حداكثر بارندگيهاي ماهانه در شهرها و مناطق ساحلي و يا مجاور به ساحل نظير انزلي، رشت، لاهيجان، آستارا، پسيخان، پيلمبرا و .. بر ماههاي پاييز منطبق است ولي نقاط دور از تاثير رژيم اقليم خزري نظير رودبار و منجيل از رژيم بارندگي ديگري تبعيت ميكنند و حداكثر بارندگيهاي ماهانه آنها در زمستان است.
هسته بیشینه بارش در سواحل دریای خزر در بندر انزلی قرار دارد و از این نقطه به سمت شرق و غرب به تدریج از بارندگی کاسته خواهد شد. میانگین بارندگی در سطح استان حدود 1506 میلیمتر در سال است. در حاليکه میانگین بارندگی کل کشور 341 میلیمتر درسال میباشد. به تدریج که از استان گیلان به سمت مازندران و گلستان پیش رویم از مقدار و شدت بارش کاسته خواهد شد بطوریکه میانگین بارش سالانه در گرگان به 620 میلیمتر می رسد.
نمودار 1-4 نقشه همباران استان گيلان را به نمايش ميگذارد.
پربارانترین ماه در استان گیلان مهر ماه ( اکتبر ) با حدود 257 میلیمتر بارندگي است.علت بارش شدید پاییزه در این استان ، عبور توده هوای پرفشار و سرد سیبری از روی دریای خزر میباشد.این توده هوا در اثر عبور از روی دریای خزر ، مرطوب و ناپایدار شده و بارندگیهای شدیدی را بهخصوص در سواحل جنوب غربی این دریا سبب میگردد. عامل اصلی بارندگیهای پاییز و زمستان سواحل خزر نفوذ پرفشار شمال اروپاست که در منطقه گیلان توده هوای سیبری بهکمک آن میآید. در صورت الحاق این دو توده هوا وزش باد شدید و بارندگیهای فراوان خواهیم داشت و در فصل زمستان موجب بارش برف میگردد. در صد فصلی بارش در استان گیلان بدین قرار است :
بهار : 12% تابستان : 23% پاییز : 41% زمستان : 24 %
نمودار 1-5 درصد فصلي بارش استان گيلان را به نمايش ميگذارد.
کمبارانترین ماه در استان گيلان تیرماه میباشد اما بارندگی زیاد در شهریور ماه سبب شده است که میانگین بارش فصل تابستان نسبت به بهار بیشتر شده و در نتیجه بهار کمبارانترین فصل استان شناختهشود.
آنچه در بررسی بارندگی اهمیت فراوانی دارد ، حداکثرشدت بارش در طی یک شبانه روز میبا شد . در بررسی آمار بلند مدت بارندگی در بندر انزلی در تاريخ 17 سپتامبر ( 26 شهريور ) 1962 در یک شبانه روز 353 میلیمتر بارندگی گزارش شده است که از ميانگين بارندگي یک سال کل کشور نيز بیشتر است. همچنین در رشت در 11 اكتبر ( 19 مهر ) 1985 ، 170 میلیمتر بارندگی در یک شبانه روز گزارش شده است . این مقادیر بارش 24 ساعته در کل کشور بینظیر است.
نمودار 1-6 حداكثر بارش روزانه شهرهاي پرباران استان گيلان را نشان ميدهد.
تعداد روزهای بارانی از دیگر فراسنج های قابل بررسی میباشد. در استان گیلان به طور متوسط 135 روز در سال بارندگی داریم یعنی حدود 5/4 ماه از سال.
پراکندگی و تغییرپذیری بارش سالانه در استان بسیار زیاد است. به عنوان مثال یکی از کمبارانترین سالها در رشت سال 1971 میلادی با 958 میلیمتر بارندگی بوده است در حالیکه بلافاصله سال پس از آن یعنی1972 میلادی با بارش 1968 میلیمتر از پربارانترین سالها در تاریخ بارندگي رشت میباشد.
لازم به ذکر است که در سالهای اخیر به دلیل اثرات تغییر اقلیم ، علاوه بر دمای منطقه ، نوع و شدت و مدت بارندگی نیز تغییرات قابل ملاحظهای کردهاست.
نمودار 1-4 . نقشه همباران استان گيلان ( 2000-1976 ) (كمانگر،1382)
نمودار 1-5. درصد فصلي بارش در استان گيلان
نمودار 1-6. حداكثر بارش روزانه شهرهاي پرباران استان گيلان
1-2-4. بادهاي محلي در استان :
1-2-4- بادهاي محلي استان |
1-2-4-1- باد منجيل :
در ماههاي گرم سال با توجه به سردبودن نسبي آب درياي خزر، يك مركز پرفشار نسبي محلي بر روي دريا تشكيلميگردد. همچنين در اين ماهها بطور متناوب هر چند روز يكبار زبانه پرفشارآزورس به هنگام حركت دائمي خود به سوي شرق ، موجب افزايش فشار در سواحلدرياي خزر ميگردد و پرفشار محلي مذكور را تقويت مينمايد و چون در همينماهها كم فشار حرارتي مناطق جنوبي البرز و فلات ايران را در برگرفته است،بطورطبيعي حركت هوا از سمت منطقه پرفشار شمال البرز به سمت منطقه كمفشارجنوب آن خواهد بود. لذا در اين زمان حركت باد از سمت شمال بوده و از طريقكانالهاي ارتباطي بين كناره و فلات ايران نظير دره منجيل به سمت جنوبميوزد كه بادهاي تابستانه منجيل را به وجود ميآورد. در ماههاي سرد سالارتفاعات البرز و آذربايجان و ارتفاعات مركزي پوشيده از برف بوده و درنتيجه يك مركز پرفشار بر روي فلات ايران به وجود ميآيد در حاليكه دربخشهاي شمالي البرز و سواحل خزر به علت گرماي نسبي آب دريا يك مركز كمفشار بهوجود ميآيد و در نتيجه جريان هوا از جنوب البرز به سمت شمال آنبرقرار ميگردد، اما با توجه با اينكه پرفشارهاي سيبري و قطبي و آزور وكانادا غالبا نوار شمالي ايران را در فصول سرد سال تحت تاثير قرار ميدهند،لذا موجب تعديل گراديان فشار گرديده و در نتيجه شدت وزش باد جنوبي تقليلمييابد. به اين دليل در ماههاي سرد سال با وجود استقرار مركز پرفشار دربخشهاي جنوبي البرز و فلات ايران و وجود كمفشار برروي درياي خزر، تداوم وشدت وزش بادهاي جنوبي قابل توجه نبوده و برعكس در ماههاي گرم سال ، وزش .بادهاي شمالي به جنوب البرز بسيار قابل توجه ميباشد
1-2-4-2- گرم باد يا گرمش :
در تمام طول سال به علت واقع شدن مراكز پرفشار در مناطق سيبري و قطب شمال، جريانات هوا و باد سرد از سمت شمال به استان گيلان ميوزد، اما در فصول سرد سال گاهي به علت استقرار مركز كمفشار در سطح زمين در منطقه درياي سياه و يا شمال عراق و يا در شرق تركيه، جهت وزش باد تغيير نموده و به صورت غير متعارف از جنوب غربي به سوي گيلان جريان مييابد و پديده فون Foehn يا گرم باد گيلان را پديد ميآورد. اين بادهاي گرم و خشك از جنوب و جنوبغربي به منطقه گيلان ميوزند.
هنگامي كه در اين شرايط توده هوا از منطقه پرفشارتر جنوب البرز به سمت منطقه كمفشار شمال البرز جريان مييابد رطوبت خود را در همان سمت جنوبی البرز و هنگام صعود از کوه از دست داده و در نتیجه در قسمت شمالی البرز هنگام نزول به سمت جلگه ساحلی کاملا گرم و خشک میشود. به همين دليل دماي منطقه افزايش فوقالعادهاي يافته و رطوبت آن به شدت كاهش مييابد و احتمال وقوع آتشسوزي جنگل بالا ميرود. همچنين به دليل ذوب برف مناطق كوهستاني احتمال سيل نيز وجود خواهد داشت.
گرافهاي مربوط به دما در ايستگاه هواشناسي رشت گوياي آن استكه دما به هنگام ظهور گرم باد تا ميزان 21 درجه سانتيگراد در مدت كمتر از 3 ساعت افزايش نشان داده و در همين مدت زماني 3 ساعته نيز به ميزان 21 درجه سانتيگراد به هنگام فروكش كردن گرمباد، افت دما وجود داشته است. به هنگام ظهور گرم باد، وجود يك جت استريم و همزمان با آن شكست تروپوپاز در منطقه قابل استدلال است. تشكيل يك مركز كمفشار در منطقه درياي سياه و مديترانه در گزارشات پيشبيني همزمان با گرمباد مشهود خواهدبود كه به موازات آن مركز پرفشار بر روي درياي خزر قرار خواهد داشت.
گاهي اوقات وجود اين باد گرم جنوبي فقط در ايستگاه تحقيقات هواشناسي كشاورزي رشت با سرعتي حدود 15 متر بر ثانيه ثبت ميشود درحاليكه همزمان در فرودگاه رشت با چند كيلومتر فاصله از ايستگاه قبلي باد آرام و در بندر انزلي باد شمالي گزارش شدهاست.
1-2-4-3- گيلوا :
جهت اين باد شرقي بوده و زمان وزش آن بيشتر در عصر روزهاي آفتابي در بهار و تابستان است. اين باد خنك و مرطوب بوده و وزش آن موجب لطافت هوا ميگردد.
1-2-4-4- سرتوك :
جهت معمول وزش باد سرتوك شمالشرقي است كه در فصل زمستان همراه با طوفان به مدت چند روز ميوزد و بادي سرد و مرطوب است كه پس از فروكش آن، صيد ماهي فراوان ميشود.
1-2-4-5- باد خزري :
باد خزري داراي جهت شمال غربي است كه در فصل سرد ميوزد و مدت وزش آن چند روز ميباشد. اين باد سرد و مرطوب است و موجب طوفاني شدن دريا و در نتيجه افزايش صيد ماهي ميشود.
1-2-4-6- دشت وا :
جهت وزش اين باد سرد و مرطوب شمال غربي است و زمان وزش آن بيشتر در عصر فصول بهار، تابستان و پاييز ميباشد و مدت وزش آن چند روز است.
1-2-4-7- كنار وا ( كنار گيلوا ):
جهت وزش اين باد جنوبي يا جنوبشرقي است و موجب آرامش دريا و كاهش ارتفاع موج ميشود. اين باد به مدت چند ساعت ميوزد و خشك و خنك است.
1-2-4-8- سياه وا :
جهت وزش اين باد شمال غربي و فصل وزش آن پاييز و زمستان است و مدت وزش آن چند ساعت ميباشد. اين باد خنك و مرطوب بوده و با وزش آن رنگ دريا سياه ميشود.
نقش ارتفاعات در اقليم استان گيلان
رشتهكوههاي البرز به صورت يك سد كوهستاني در امتداد سواحل درياي خزر و با فاصله بسياركمي از آن قرار دارد. ارتفاع اين سدكوهستاني در اكثر نقاط بيش از 1800 متر است.در نتيجه از حركت جريانهاي هوا بهويژه در جهات شمالي و جنوبي جلوگيري كرده و سبب صعود اجباري آنها ميشود كه اين امر در نهايت بارندگيهاي كوهستاني را باعث ميگردد.
مقدار بارش در كل منطقه البرز و در دامنه شمالي با ارتفاع رابطه معكوس دارد . ولي در دامنه جنوبي ضريب همبستگي بارش و ارتفاع در تمام طول سال مثبت است. يعني در اين دامنه با افزايش ارتفاع مقدار بارندگي افزايش مييابد. در كل منطقه البرز و در هر دو دامنه شمالي و جنوبي آن با افزايش فاصله از ساحل مقدار بارش كاهش مييابد. نتيجه اينكه :
1. نقش ارتفاع در ميزان بارش دامنه شمالي البرز منفي ولي در دامنه جنوبي مثبت است.
2. بارش فصل بهار در هر دو دامنه البرز همبستگي مثبت با ارتفاع دارد.
3. نقش فاصله ازساحل درياي خزر در دامنه جنوبي موثر تر از دامنه شمالي است.
4. ارتفاع در بارش دوره گرم دامنه شمالي البرز نقش مهمي ندارد.
5. افزايش ارتفاع سبب افزايش ضريب تغييرپذيري بارش در دامنه جنوبي و كاهش در دامنه شمالي ميشود.
در دامنه شمالي البرز بيشتر سيستمهاي بارانزا رطوبت خود را از درياي خزر دريافت ميكنند. از طرف ديگر بيشتر سيستمهاي فشار به صورت پرفشار هستند كه سبب ميشوند هواي سرد در روي دريا جهت شمالي يا شمال شرقي پيداكند. اين بادها ضمن عبور از روي دريا ناپايدار و مرطوب شده و هنگام رسيدن به ساحل باران ايجاد كرده و رطوبت كمتري را به طرف كوهها حمل ميكنند. اما در دامنه جنوبي بيشتر اوقات سيكلونهاي مديترانه و يا موجهاي غربي درياي مديترانه رطوبت را با خود حمل ميكنند . اين هواي مرطوب در ارتفاعات متراكمتر ميشود و در نتيجه بارندگي زياد توليد ميكند.
در فصل بهار درياي خزر خنكترين زمان سال را دارد و اتمسفر نيز سرد است. بادهاي غربي كمتر و ضعيفتر شدهاند به گونهاي كه سيكلونهاي كمتري وارد ايران ميشود اما به سبب تابش نسبتا عمودي آفتاب دامنههاي مرتفع ، اختلاف حرارتي شديدي بين دامنه و اتمسفر مجاور بهوجود ميآيد كه سبب صعود هوا و ايجاد بارش ميشود.
اگرچه در دامنه شمالي هم به تناسب دور شدن از دريا از مقدار بارش كاسته ميشود ولي اين رابطه در دامنه جنوبي بهتر به چشم ميخورد . وجود كوههاي البرز سبب شده است كه اگر هواي مرطوب درياي خزر به طرف جنوب بيايد به قسمتهاي جنوبيتر رطوبت كمتري برسد. اين مسئله از تفاوت شديد بارش نقاط مرتفع و پست دامنه جنوبي نيز معلوم ميشود . بنابر اين كوههاي البرز مانع بزرگي در مقابل ورود بخار آب درياي خزر به داخل ايران است.
سد كوهستاني البرز در بارش دوره گرم سواحل شمالي نقشي ندارد. زيرا در اينجا بارش تابستانه توسط همرفت محلي و با استفاده از رطوبت نسيم دريا ميبارد چون نسيم دريا نميتواند دركوههاي البرز نفوذ كند بارندگي تابستانه در ارتفاعات كمتر از جلگههاي ساحلي است.
در مجموع كوههاي البرز سبب شدهاند كه در دامنه شمالي بارندگي با ارتفاع كاهش يابد و در دامنه جنوبي هم با افزايش ارتفاع بر مقدار بارش افزوده شود. از طرف ديگر مانند سدي كوهستاني از ورود بخار آب درياي خزر به داخل ايران جلوگيري ميكنند.
توده هواهايي كه درياي خزر را طي ميكنند در حين پيمايش آن از بخار آب دريا بهرهمند شده و پس از برخورد با ارتفاعات البرز بارندگيهاي فراواني را در دامنههاي پرشيب آن ايجاد ميكنند.
كوهستانها معمولا به دو طريق بر آب و هواي ايران تاثير ميگذارند. نخست به صورت نقش مهمي كه به عنوان ديوارههاي بزرگ اقليمي توسط دو رشته جبال زاگرس غربي و البرز در مقابل توده هواهاي بارانزا و در ريزشهاي جوي غرب و شمال كشور ايفا مينمايند و طريق ديگر به صورت اثر متعارفي است كه با افزايش ارتفاع ، از دماي هوا كاسته شده و بر ميزان بارندگي افزوده ميگردد. در مناطق ساحلي شمال ايران قانون افزايش بارندگي به ازاء افزايش ارتفاع مصداق نداشته و در واقع با دور شدن از سواحل خزر و صعود به ارتفاعات از مقدار ريزشهاي جوي كاسته ميشود و اين امر تا حدود ارتفاع 1500 تا 2000 متر تداوم يافته وپس از آن مجددا با افزايش ارتفاع بر مقدار بارندگيها افزوده ميشود.
استان گيلان داراي ارتفاعات بسياري است كه به دو رشته ارتفاعات غربي و شرقي تقسيم ميشوند. ارتفاعات غربي شامل ارتفاعات تالش ، ماسوله و پشتهكوه است كه از دره رودخانه آستارا تا تنگه منجيل گسترش دارد. دامنههاي شرقي اين ارتفاعات با شيب تندي به درياي خزر و قسمتي از جلگه گيلان مشرف بوده و پوشيده از جنگل است و دامنههاي غربي آن داراي شيب ملايمي است. از قلههاي مهم اين ارتفاعات ميتوان از بكروداغ با ارتفاع 3300 و ماسوله داغ با ارتفاع 3050 متر نام برد.
رشتهكوههاي شرقي استان گيلان از دره سفيدرود به طرف شرق تا ارتفاعات مازندران كشيده شدهاند و شامل ارتفاعات ديلمان ، لاهيجان ، عمارلو و خزران ميباشد. شيب تند اين ارتفاعات به طرف درياي خزر و شيب كم آن به طرف دره شاهرود در استان گيلان است واز قله هاي مهم اين ناحيه ميتوان از درفك( دلفك)، تالشكوه و خشتچال نام برد.
اقليم شهرستانهای استان گیلان
آستارا
بندر آستارا،شمالي ترين شهر گيلان در مرز جمهوري آذربايجان است.اين شهر از آباديهاي تاريخي گيلان به شمار مي رود، كه در گذشته به اصطراب معروف بوده و بدليل استفاده بسيار سفال در ساخت و ساز بناهاي مسكوني و تجاري به شهر بام هاي سفالين معروف است.
با توجه به موقعيت جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا و نزديكي به كوهستانهاي گردنه حيران و اقليم كوهستان از طرف ديگر ،آب و هواي مرطوب و معتدل آن اندكي خنك تر از مناطق پست جلگه اي ديگر استان گيلان است.
رشت
اين شهر به عنوان مركز استان ،در جلگه مركزي گيلان وافع شده است. شهر رشت در وسيع ترين بخش دلتاي رودخانه سفيد رود با ارتفاع متوسط 8 متر از سطح درياهاي آزاد و فاصله 330 كيلومتري شمال باختري تهران و انتهاي راه اصلي درجه يك قزوين به بندر انزلي قرار دارد.اقليم اين شهر معتدل خزري است و داراي تابستان گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل است.
ماسال
اين شهر با موقعيت جلگه اي در فاصله 50 كيلومتري شمال غرب شهر رشت و در 20 كيلومتري غرب فومن و صومعه سرا واقع شده است.اقليم معتدل و مرطوب ان به جهت واقع شدن در نزديكي كوهستانهاي تالش از يك سو و دراي خزر از سوي ديگر از هر دو عامل جغرافيايي مذكور متاثر مي باشد.
صومعه سرا
نام صومعه سرا به قولي بر گرفته از نام عارف قرن چهارم و پنجم هجري قمري (شيخ عبدالله صمعي)است و به قولي ديگر وجود صومعه هايي كه در اين شهر بوده ،علت اصلي اين نام گذاري بوده ، اين شهر با موقعيت جلگه اي ،يكي از شهرهاي تازه تاسيس يافته استان گيلان است كه در گذشته يكي از روستاهاي كسماء به شمار مي رفت و نسبت به آباديهاي اطراف خود از اهميت كمتري بر خوردار بود .
فومن
اين شهر با موقعيت جلگه اي در ميان مزارع و باغها اطراف خود محصور است. فومن تا حدود980 هجري قمري ،قبل از انتقال مركزيت ايالت بيه پس توسط جمشيد سلطان به رشت ،حاكم نشين اين قسمت از گيلان بوده است.
تالش
شهرستان تالش با وسعتی معادل 872 کیلومتر مربع در ساحل دریای خزر و در انتهای غربی گیلان واقع شده است.این شهرستان از شمال به آستارا، از شرق به دریای خزر،ازغرب به خلخال و اردبیل و از جنوب به شهرستان رضوانشهر محدود می شود.
قسمتی از این شهرستان کوهستانی استو در امتداد کوههای مرتفع تالش در جهت شمالی – جنوبی کشیده شده وقسمتی دیگر،جلگه است که به صورت نوار باریکی بین کوهستان و دریای خزر واقع شده است.
شفت
این شهر دارای موقعیت جلگه ای ودرفاصله 30 کیلومتری جنوب غربی رشت و 5 کیلومتری جنوب شهر فومن واقع شده که با توجه به نزدیکی کوهستانهای تالش دارای اقلیم معتدل کوهپایه ای است ود رودخانه سیامزگی از کنار آن عبور نموده ، چشم انداز طبیعی بسیار زیبایی پدید می آورد.
لاهيجان
لاهيجان از زيباترين شهرهاي گيلان و از جمله ايران مي باشد.موقعيت جغرافيايي اين شهر در ناحيه كوهپايه اي،كه تپه ماهورهايي آن را به بوته هاي هميشه سبز چاي در رديف كاريهاي منظم هندسي پوشانده است،همراه با معماري بسيار زيبا و خانه هاي ويلايي با سقفها و رنگ آميزي متنوع،جلوه زيبايي به شهر بخشيده است.به عبارت ديگر در لاهيجان زيبايي هاي طبيعت و شهر سازي يكديگر را تكميل كرده اند.اين شهر سرزميني هموار و جلگه اي است كه حاصل رسو بات به جا مانده از رودهاي گيلان مي باشد. آب و هواي آن در بخش جلگه اي معتدل مرطوب و در قسمت كوهستاني سردسير و خوش آب و هوا است.
آستانه
اين شهر با موقعيت جلگه اي به عنوان مركز شهرستان آستانه اشرفيه در فاصله 30 كيلومتري شهر رشت و 8كيلومتري لاهيجان واقع شده است .
لنگرود
اين شهر با موقعيت جلگه اي، در مختصات جغرافيايي 60 كيلومتري شر رشت و ارتفاع 5 متري شهر لنگرود در 12 كيلومتري شمال شرقش لاهيجان و 10 كيلومتري شمال غرب رودسر ،در دشتي باز و وسيع واقع شده است
رودسر
اين شهر با موقعيت جلگه اي در 13 كيلومتري لنگرود و 43 كيلومتري آب گرم سخت سر(رامسر) قرار دارد و شامل دو محله رودسر و سريل است.رودسر،شرقي ترين شهر مهم گيلان است كه از شمال و شمال خاوري به درياي خزر و از جنوب به خط الراس ارتفاعات البرز منتهي مي شود
بندر انزلي
اين شهر قديمي و زيبا ،به عنوان مهمترين بندر شمالي ايران در حاشيه جنوب غرب دريايي خزر و در فاصله 40 كيلومتري شهر رشت واقع و از دو قسمت غازيان و انزلي تشكيل شده است كه در گذشته به وسيله پلي متحرك از يكديگر جدا مي شده اند.
سیاهکل
این شهر با موقعیت جلگه ای در فاصله 15 کیلومتری شهر لاهیجان واقع شده ورودخانه کوچکی به نام شمرود از وسط آن عبور مینماید که زیبایی خاصی به این شهر بخشیده است.با توجه به موقعیت جغرافیایی دارای آب وهوای معتدل ومرطوب است که آب وهوای خنک ترقسمت کوهپایه ای ،آن راتحت تاثیر قرار می دهد.
رضوانشهر
این شهرباموقعیت جلگه ای درساحل جنوب غربی دریای خزر و 63 کیلومتری شهر رشت واقع شده است ورودخانه شفارود از شمال شرقی آن وارد دریای خزر می شود.اقلیم آن معتدل مرطوب خزری است که از مناطق کوهپایه ای تالش اندکی خنک تر است.
املش
شهر تاریخی املش در فاصله 75 کیلومتری رشت در منطقه ای کوهپاییهای واقع شده است.رودخانه شلمان رود این شهر را به دو قسمت تقسیم می نماید وبا توجه به راکد بودن آب این رودخانه در گذشته به آبلش معروف بوده که به تدریج به املش تغییر یافته است.
رودبار
این شهر از شهرهای کوهپایهای گیلان است و بر دامنه کوههای البرز وتالش ، درکنار ه رودخانه سفید رود و در امتداد باغهای انبوه زیتون قرار دارد. آب و هوای این شهر که در جنوب استان گیلان واقع شده از نوع آب و هوای مدیترانه ای است که دارای زمستانهای معتدل و اندکی مرطوب و تابستانهای گرم و خشک می باشد.
![]() | شیپ فایل کاربری اراضی استان گیلان را در این جا می توانید مشاهده و تهیه نمایید توضیحات بیشتر |
|
![]() | شیپ فایل استان گیلان را می توانید در اینجا دریافت نمایید توضیحات بیشتر |
|